مرضيه محمدزاده
1285
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
محمد رضا ياسرى محمد رضا ياسرى فرزند على اكبر متخلص به « چمن » در اسفند ماه سال 1312 ه . ش در روستاى سنگان جزء بخش « كن » تهران به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى را در آنجا و متوسطه را در تهران گذرانيد . از هيجده سالگى شروع به سرودن شعر نمود و از سال 1346 شمسى در انجمن ادبى ايران كه به رياست استاد محمد على ناصح تشكيل مىشد شركت نمود . اشعارش در قالب كلاسيك و به سبك عراقى است . ياسرى با روزنامهها و مجلات همكارى نمود و در سال 1379 شمسى اولين اثر خود را به نام « ديوان چمن تهرانى » به چاپ رسانده است و هم اكنون يك مجموعه شعر مذهبى به نام « شعر عترت » آمادهى چاپ دارد . - * - يا حسين : دل زنده مىشود ز وِلاى تو يا حسين * جانهاى بيدلان به فداىِ تو يا حسين هركس كه داشت شورى و بويى ز عشق برد * دارد هواى كرب و بلاى تو يا حسين با تاج و تخت و شوكتِ شاهان نمىدهد * جاه و مقام خويش ، گداىِ تو يا حسين آيينهها شكسته ز سوداى عاشقى * تا ديدهاند ، نور و صفاىِ تو يا حسين آموخت معرفت عَرَفات از كلام تو * روزى كه ديد حال و دعاىِ تو يا حسين دينِ خدا كه در خطرِ انهدام بود * باقى است تا ابد ز بقاىِ تو يا حسين محكم بناى ظلم ستيزى به دست تست * پاينده تا به حشر ، بناىِ تو يا حسين در باغِ عشق بين كه چه خونين شكفتهاند * آلالههاىِ دل به هواىِ تو يا حسين روزى به مثلِ روزِ تو دوران نديده است * زيرا كه نيست چون تو ، سِواىِ تو يا حسين چو نيست دسترس كه به پاى تو سر نَهيم * ماييم و آستانِ رضاى تو يا حسين شَمسِ الشُّموس و خسروِ خاور ، خديوِ توس * « آيينه تمام نماىِ تو ، يا حسين » نور خدا يكى است ، به هرجا كه بردمد * يعنى رضاست ، عين ضياىِ « 1 » تو يا حسين جاى شما يكى است ، چه مشهد ، چه كربلا * وين نورِ چشم تست ، به جاىِ تو يا حسين كوته مباد دستِ من از دامنِ شما * تو دانى ، و رسول و خداى تو يا حسين * * * اربعين : اى كه صد پاره چو گل ، در رهِ جانان تنِ تست * سرخ رو پرچم اسلام ز پيراهنِ تست سربلند از سرِ پر نورِ تو شد نيزه ولى * آنكه خم پيش ستمكار نشد گردنِ تست هركجا روشنى از پرتوِ آزادگى است * به خدا جلوهيى از مشعلهى روشن تست
--> ( 1 ) - ضياء : نور ، روشنائى .