مرضيه محمدزاده
753
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
افتاده غلغل ملكوت اندر آسمان * برداشته حجاب افق امر كبريا بر خلد منقطع شده انفاس حور عين * بر عرش مضطرب شده ارواح انبيا خورشيد و ماه تيره و تاريك بر فلك * آرامش زمين شده چون جنبش هوا زهرا و مصطفى و على سوخته ز درد * ماتم سراى ساخته بر سدره منتها در پيش مصطفى شده زهراى تنگدل * گريان كه چيست درد حسين مرا دوا ؟ تا كى ز امّت تو به ما رنجها رسد * دانم كه پدر ندهى تو بدين رضا فرزند من كه هست تو را آشناى جان * در خون همى كند به مصاف اندر ، آشنا « 1 » از تشنگى روانش بىصبر و بىشكيب * گرماى كربلا شده بىحّد و منتها او در ميان آن همه تيغ و سنان و تير * دانى همى كه جان و جگر خون شود مرا زنده نمانده هيچكس از دوستان او * در دست دشمنانش چرا كردهاى رها ؟ يك ره بنال پيش خداوند دادگر * تا از شفاعت تو كند حاجتم روا گفتا رسول : باش كه جان شريف او * زان قتلگاه زود خرامد بَرِ شما ايشان درين ، كه كرد حسين على سلام * جدّش جواب داد و پدر گفت مرحبا زهرا ز جاى جست و به رويش در اوفتاد * گفت : اى عزيز ما ، تو كجايى و ما كجا ؟ چون رستى از مصاف و چه كردند با تو قوم ؟ * مادر در انتظار تو ، دير آمدى چرا ؟ كار چو تو بزرگ نه كارى بود حقير * قتل چو تو شهيد ، نه قتلى بود خطا فرزند آن كسى كه ز ايزد براى اوست * در باغ وحى ، جلوهى طاووس « هَلْ أَتى » « 2 » در خانهى نبوّت و عصمت براى تو * سادات را جمال شد ، اسلام را بها شاه امام نسل پيغمبر نسب تويى * كشته به تيغ قهر ترا لشكر جفا آب فرات بر تو ببستند ناكسان * آميختند خون تو با خاك كربلا بر جان تو گشاده كمين ، دشمنان كين * با تو نمانده هيچ كس از دوست و آشنا نه هيچ مهربان كه تولّا كند به تو * نه هيچ سنگدل كه محابا كند تو را سينه دريده ، حلق بريده ، فكنده دست * غلتان به خون و خاك ، سر از تن شده جدا بر سينهى عزيز تو بر اسب تاخته * اى هم چو مصطفى ز همه عالم اصطفا اندام تو چگونه بود زير نعل اسب * كز روى لعل تو نزدى گرد گل صبا ؟ رخت و بنه به غارت و فرزند و زن اسير * در دست آن جماعت پر زرق بىحيا اولاد و آل تو متحيّر شده ز بيم * وز آه سردشان متغيّر شده هوا « 3 »
--> ( 1 ) - آشنا : شنا . ( 2 ) - هل اتى : منظور سورهى دهر مىباشد ، اين سوره به عقيدهى اكثر مفسران در شأن امير المؤمنين على ( ع ) و همسر و فرزندان او فرود آمده است . ( 3 ) - ديوان قوامى رازى ؛ ص 125 .