مرضيه محمدزاده

1213

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

كنون به ايران زمين شور حسينى به پاست * به هر طرف بنگرى سخن ز خون خداست خود اين كلام متين ز گفته‌ى مصطفى است * همه بسيط زمين ، زمين كربُ بلاست به هر طرف بنگرى ز خون پاكان دين سيل خروشان بود روان در اين سرزمين مىرسد از كعبه‌ى عشق حسينى به گوش * ز باده نوشان عشق ، زمزمه‌ى نوش نوش ز هر طرف مىرسد به گوش ، بانگ خروش * كز پى اثبات حق خون حق آمد به جوش بار دگر شد عَلَم پرچم حق در زمين به عرش افراست سر كعبه‌ى اهل يقين نغمه‌ى آزادگى روح خدا مىزند * به لوح دل رنگى از خون خدا مىزند به ياريش خلق را چه خوش صلا مىزند * به سينه‌ى عاشقان مهر ولا مىزند خوش آن كه بر پاى او ز مهر سايد جبين به سنگر حق شود فدايى راه دين الا كه دارى به دل هواى كربُ بلا * زند حسين زمان تو را هم اكنون صلا نداى « هل من مُعين » شنو از آن مقتدا * وقت جهاد است هان ، به پاى خيز اى فَتى ببين كه بر قصد ما عدو گرفته كمين بيا كه تا بركنيم بناى كفر از زمين عالميان الصّلا نوبت ايثار شد * كشور ما سر به سر صحنه‌ى پيكار شد نقش شهيدان طف دوباره تكرار شد * خمينى بت‌شكن ، رهبر احرار شد به كف گرفته لوا هادى اهل يقين يوسف مهر وفا حامى مستضعفين « 1 »

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 490 .