مرضيه محمدزاده
1214
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
عباس حدّاد كاشانى عباس حدّاد فرزند شكر اللّه كه نام خانوادگى را تخلّص خود قرار داده است ، به سال 1301 ه . ش در محلهى پشت مشهد كاشان چشم به جهان گشود . خواندن و نوشتن را در مكاتب قديم فرا گرفت . وى از سنين نوجوانى به شعر پرداخت و در سرودن انواع شعر از غزل ، قصيده ، تركببند و رباعى طبع آزمايى كرد ، ولى مانند اكثر شاعران محور كار خود را غزل قرار داد و در سرودن غزليات اخلاقى و مدايح و مراثى اهل بيت و ائمهى اطهار ( ع ) نيز تواناست . در مجالس روضهخوانى ، اكثر مدّاحان شهر كاشان اشعار او را مىخوانند . حدّاد اكثرا اشعارش را با صنايع لفظى مىآرايد و كمتر شعرى را بدون صنعت جناس سروده است . وى شاعرى است كه به هنرهايى غير از شعر آراسته است . او آواز خوشى دارد و رديفهاى موسيقى اصيل ايرانى را با ريزهكارىهايش مىشناسد و خود گاهى در معرض اجراى دستگاههاى آواز به دوستانش بهره مىرساند . او هنرمندى است كه در بيشتر رشتههاى فنى نيز صاحب نظر و استاد كار است و استعداد فوق العادهاى دارد « 1 » . - * - بيا كه جرعه ده بادهى الست ، اينجاست * چهارده خُم سربسته ، هرچه هست اينجاست حضور قائل قالوا بلاى صبح ازل * كه از صبوحى عشقند مست مست ، اينجاست قسم به نور محبّت ، كه در گل هستى * گلى كه از گل توحيد رُست و رَست ، اينجاست قرابه نوش ديار محبّت ابدى * كه دست او به كريمىست پاى بست ، اينجاست جماعتى كه وفادار بيعتند همه * ز روى صدق به هم دادهاند دست ، اينجاست چه احتياج به در كوفتن ؟ كه مىگويند : * « خدا درى كه گشود و دگر نبست ، اينجاست » هزار كوكب تابان طلوع كرد ، ولى * مهى كه رونق بازارشان شكست ، اينجاست ز پايگاه حوادث دلت اگر برخاست * بيا ، بيا به خدا پايهى نشست اينجاست عزاى قافله سالار دين ، كه خيمهى او * طنابش از ستم كوفيان گسست ، اينجاست * * * گلى كه آمد و چشم دل از چمن پوشيد * شكوفه بود كه از ابتدا كفن پوشيد بنفشه در بر خيّاط دهر ، رخت سياه * بريد و دوخت از اين ماجرا ، به تن پوشيد مگر چكيده چو خونى ز آسمان ، كه به باغ * چو لاله پيرهن سرخ ، نسترن پوشيد ز ابر تيره سپهر برين ، لباس كبود * به ماتم گل گلزار ، از اين محن پوشيد عزاى كيست كه در چارمين سپهر مسيح * لباس زد به خم نيل و بر بدن پوشيد على اكبر خورشيد چهره ، عارض خويش * چو مه ز هالهى زلف شكن شكن پوشيد زمانه اطلس شبرنگ در عزاى حسين * ز دست چرخ گرفت و به خويشتن پوشيد
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 2 ، ص 1103 .