مرضيه محمدزاده
1203
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
محمد حسين جليلى محمد حسين جليلى متخلّص به « بيدار » در سال 1298 ه . ش در باختران ( كرمانشاه ) به دنيا آمد . پدرش آيت اللّه حاج شيخ محمد هادى جليلى از اجلهى علماى كرمانشاه بود و رياست حوزه علميه و روحانى آن شهر را به عهده داشت . جليلى از شاعران خوب و كم شعر معاصر بود . وى علوم ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود به پايان رساند آنگاه به تحصيل علوم قديمه پرداخت . جليلى در سال 1318 شمسى رهسپار تهران شد و براى ادامهى تحصيل به دانشكده معقول و منقول ( الهيات ) راه يافت و پس از طى مراحل به دريافت ليسانس از آن دانشكده نايل آمد و در سال 1322 شمسى به زادگاه خود مراجعت كرد و به استخدام بانك درآمد و مشغول كار شد و در سال 1358 شمسى به مرض سرطان مثانه بدرود حيات گفت و در بهشت زهراى تهران به خاك سپرده شد . جليلى از شاعران توانا و پر مايه بود و از شعر سبك اساتيد كهن را پيروى مىكرد . غزل را خوب مىسرود ، شعرش دلنشين و از لطف خاصى برخوردار بود . از آثار او : « كرمانشاهان باستان » « تاريخ ايل و طايفه زنگنه » ، « تاريخچه اوقاف در كرمانشاه » ، « تاريخ ادبيات ايران از صفويه تا مشروطيت » ، « يك دوره صرف و نحو و دستور زبان فارسى » ، « ترجمه زبدة النصرة نخبة العصرة » تأليف بيدارى اصفهانى كه به نام « تاريخ سلسلهى سلجوقى » منتشر شده است . ديوان اشعارش را فاضل محقق و شاعر ارجمند يد اللّه عاطفى به چاپ رسانده است « 1 » . - * - شور حسينى : تا ساز دل به شور حسينى ترانه گوست * جان جهان به نغمهى او گرمهاى و هوست بگذر به كربلا كه پس از قرنها هنوز * از بوى و موى كبر و عباس مشك بوست داس خزان به باغ محمّد گلى نهشت * آرى فلك به آل نبى سخت كينه جوست طى كرد شاه دين ره اخلاص را به سر * از سر قدم كنند مقيمان كوى دوست زينب زبان به خطبه گشادهست لاجرم * چشم حسين از سر نى مات روى اوست سر را به سجده در دم آخر نهاد و گفت * از دوست هر بلا كه به من مىرسد نكوست يادى ز قدّ اكبر و اشك حسين كرد * « بيدار » چون باريد به سروى كه طرف جوست
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 1 ، ص 645 .