مرضيه محمدزاده

1204

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

ابو تراب جلى ابو تراب جلى ، در سال 1298 ه . ش . در شهر دزفول ديده به جهان هستى گشود . پدرش ميرزا حسين ، متخلص به « حقير » ، صاحب كتاب « مخزن الدّرر و تحفة الابرار » بود . جلى تحصيلات مقدماتى را در زادگاه خود به پايان برد . وى در سال 1300 شمسى براى تحصيل به بين النّهرين رفت و مدت دو سال در آنجا زيست و ضمن تحصيل به امور فرهنگى و ادبى و تدريس اشتغال داشت . وى در سال 1302 به ايران بازگشت و در سال 1320 شمسى بر اثر مقالات و اشعار تند و مهيّج مدتى مورد تعقيب قرار گرفت و چندى نيز زندانى گرديد و پس از آزاد شدن از زندان با مطبوعات همكارى خود را آغاز كرد ، و هنر خود را در خدمت مردم قرار داد و از اين رهگذر شهرت و محبوبيتى به سزا يافت . او بيشتر آثار خود را با امضاهاى مستعار در جرايد و مجلّات منتشر مىكرد و نيز جزوه‌هاى چندى از قبيل طوفان ، اسرار شيطان ، ترانه و عشق و عفت به چاپ رسانيد كتاب « ابراهيم » كه از شاهكارهاى نظم فارسى معاصر به شمار مىرود ، از آثار اوست . جلى از شعراى بزرگ و تواناى معاصر ايران است كه نه تنها در اشعار فكاهى و انتقادى از قدرت و مهارت خاصّى برخوردار است ، بلكه در سرودن غزل نيز استاد است . علاوه بر اين در طنزنويسى چيره‌دست است « 1 » . - * - عاشق چو رو به كعبه‌ى عشق و وفا كند * احرام خود ز كسوت صبر و رضا كند در پيش راه باديه گيرد غريب‌وار * ترك عشيره و بلد و اقربا كند بىاعتنا به زحمت و رنج مسافرت * در هر قدم تحمّل خار جفا كند آنجا كه موقف عرفات محبّت است * در پيشگاه دوست سر و جان فدا كند از صدق چون نهاد قدم در مناى عشق * نقدينه‌ى حيات خود از كف رها كند در مشعر الحرام وفا چون گشود بار * از آه خويش مشعل سوزان به پا كند برگرد خيمه‌گاه بگردد پى وداع * با چشم اشكبار طواف النسا كند از مروه‌ى خيام شتابان به قتلگاه * رو آورد به هروله قصد صفا كند پس در كنار زمزم اخلاص تشنه‌لب * بنشيند و به زمزمه ياد خدا كند آن گاه دست و روى شويد به خون خويش * برخيزد و نماز شهادت به پا كند بىاختيار خون چكد از ديده‌ى « جلى » * هرگه كه ياد واقعه‌ى كربلا كند

--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 2 ، ص 998 .