مرضيه محمدزاده
1173
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
عباس شهرى عبّاس شهرى فرزند اسماعيل متخلّص به « شهرى » در سال 1289 ه . ش در « شهرستانك » از توابع تهران به دنيا آمد . او فارغ التحصيل دانشكدهى كشاورزى دانشگاه تهران بود ، و آنگاه به استخدام وزارت كشاورزى درآمد و در پستهاى مختلفى انجام وظيفه كرد . وى در شعر و شاعرى داراى آثار ارزندهاى است . وى شاعرى خوش ذوق و لطيف طبع بود ، و در شعر به سادگى و روانى آن توجه داشت . هنر او در سرودن مثنوىهاى اخلاقى و اجتماعى است و در انواع ديگر شعر نيز مهارت دارد . شهرى به غم و شادى مردم زمان آگاه و به روحيّات آنان آشنايى دارد « 1 » . شهرى تذكرهى منظومى در احوال شعراى زمان خود تأليف كرده است كه شاعر بايد هدفش گفتن و آگاه كردن باشد نه گمراه كردن . شاعر بايد باريك بين و عاقبت بين و اهل خدا و دين باشد تا سخنش به مدد طبع خدا داد نغز و دلپسند افتد و مسلّم سخنى كه حالى در اوست ، شك نيست كه نكوست . استاد سخن شناس « سعيد نفيسى » در ضمن گفتارى كه دربارهى آثار منظوم عباس شهرى نوشته چنين مىگويد : « . . . در زمان ما سرايندگان بسيارند اما من در ميانشان كم كسى را مىشناسم كه نوبرى به جهان سخن و بازار معانى آورده باشد ؟ و كسانى كه از آثار اين گروه از سخن سرايان فارسى زبان واقفند گواهى مىتوانند داد كه سخنان شاعر بديعگوى نوآور اين روزگار عباس شهرى يكى از مستثنيات است . . . » وى به سال 1369 شمسى در سن 82 سالگى درگذشت « 2 » . - * - هر كس شنيد واقعهى كربلا گريست * بر آن شهيد كشته ز تيغ جفا گريست غمخانه شد بسيط زمين در عزاى او * چشم جهانيان همه در اين عزا گريست تنها نه چشم عالميان اشكبار اوست * كفرش مخوان اگر كه بگويم خدا گريست در اين مصيبتى كه خدا صاحب عزاست * بىشك كه ديدهى همهى انبيا گريست آن كشتهاى كه دين خدا پايدار از اوست * از من شنو كه تا شنوى در كجا گريست از دور چون نگاه سوى خيمهگاه كرد * بر بىكسىّ عترت آل عبا گريست بعد از مصيبتى كه به آل عبا رسيد * هركس گريست بهر غمى ، ناروا گريست « شهرى » دل شكسته ز سوز درون خويش * چون ابر نوبهار در اين ماجرا گريست
--> ( 1 ) - سيماى شاعران ؛ ص 278 . ( 2 ) - شاعران تهران از آغاز تا امروز ؛ ج 1 ، ص 654 .