مرضيه محمدزاده
1174
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
رياضى يزدى سيد محمد على رياضى يزدى فرزند سيد ابراهيم در سال 1290 ه . ش در شهر يزد متولد شد . تحصيلات ابتدايى و مقدمات ادبيات را در يزد و علوم دينى را در اصفهان و تحصيلات عالى را در دانشگاه تهران در رشتهى علوم تربيتى به پايان رسانيد . سپس به تحصيل در رشتهى معقول و منقول پرداخت و به دريافت ليسانس ديگرى توفيق يافت . رياضى شاعرى توانا و خوش قريحه بوده و در انواع شعر طبع آزمايى كرده است . وى در آغاز شاعرى « قضايى » تخلص مىكرد كه بعد آن را به « رياضى » تغيير داد . منظومهى « سلام بر آستان يزد » از سرودههاى اوست ، او در مراثى و مناقب اهل بيت « ع » نيز اشعارى سروده است . رياضى يزدى در نوروز سال 1362 شمسى بر اثر مرض يرقان درگذشت « 1 » - * - مناى دوست : سلام ايزد منّان ، سلام جبرائيل * سلام شاه شهيدان ، به مسلم بن عقيل بدان نيابت عظماى سيّد الشّهدا * بدان جلال خدايى بدان جمال جميل شهيد عشق كه سر در مناى دوست نهاد * به پيش پاى خليل خدا ، چو اسماعيل بر آستان درش آفتاب سايه نشين * به بام بقعهى او ماه آسمان قنديل زهى مقام كه فرش حريم حرمت او * شكنج طُرّهى حور است و بال ميكائيل سلام بر تو ! كه دارد زيارت حَرَمت * ثواب گفتن تسبيح و خواندن تهليل هواى گلشن مهرت نسيم پاك بهشت * شرار آتش قهرت حجارهى سجّيل تو بر حقّى و مرام تو حق ، امام تو حق * به آيه آيهى قرآن و مصحف و انجيل ببين دنايت دنيا كه از تو بيعت خواست * كسى كه پيش جلال تو بندهاى است ذليل محيط كوفه تو را كوچك است و روح بزرگ * از آن به بام شدى كشتهاى سليل خليل فراز بام ، سلام امامى گفتى و داد * ميان بركهاى از خون جواب ، شاه قتيل به پاى دوست فكندى سر از بلندى بام * كه نقد جان بَرِ جانان بود متاع قليل شروع نهضت خونين كربلا ز تو شد * به نطق زينت كبرى به شام شد تكميل « 2 » * * * آن كه بر سينه و بر دوش نبى جايش بود * سينهاى روشن از او سينهى سينا در طور آن كه موسى به طواف حرم حرمت او * خلع نعلين كند تا ببرندش به حضور به نگهبانى گهوارهى او روح امين * ز آسمان آيد و لالايى او سورهى نور
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 3 ، ص 1633 . ( 2 ) - تجلى عشق در حماسهء عاشورا ؛ ص 108 و 109 .