مرضيه محمدزاده
1110
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
پرداخت چرخ سفله چو از كار كربلا * بر ناقه بست بار دگر بار كربلا خورشيد با نجوم ثوابت به جاى ماند * در بحر خون به روى خس و خار كربلا شد كاروان روانه و خود خفته در عقب * بر خاك تيره قافله سالار كربلا نى نى نخفته بل همه جا بر سر سنان * مىرفت پابهپا سرِ سردار كربلا بس گوهر يتيم كه در ريسمان كشيد * برد ارمغان به كوفه ز بازار كربلا بهر عُبَيد دون به اسيرى گرفت و برد * يك كاروان ز دودهى احرار كربلا آوخ كه بلبلان گرفتار در قفس * افتادشان گذار به گلزار كربلا گر گويمى كه خون گذر از ساق عرش كرد * نبود بعيد از در و ديوار كربلا چون اوفتاد چشم پرستار بىكسان * محنت كشيده زينب غمخوار كربلا بر پشت ناقه ديد كه در كار رفتن است * آن لحظه روح از تن بيمار كربلا خواندش حديث مادر ايمن « 1 » به گوش جان * ام المصيبة محرم اسرار كربلا گفتى كه ز آن حديث در آن دم دميد روح * مريم به جسم عيسى تبدار كربلا فارغ نگشته بود ز تيمار آن عليل * كآمد بلند بانگ مخالف به « الرحيل » پس با دُمُوع جاريه « 2 » آن بانوى اسير گفتا به خاك ماريه « 3 » با ناله و نفير كاى خاك پاك خوش تو هم آغوش ماه باش * شاه حجاز را پس از اين بارگاه باش شاهى كه با حنوط گرفتيش در بغل * كافور پاش بر تنش از خاك راه باش ديدى تو ناروا به شه از كهنه پيرهن * حالى بيا و پيرهنش را گياه باش پنهان چو شد پناه خلايق به خاك تو * ز امروز اى زمين تو خلائق پناه باش تو تا پناه و قبلهى اهل صفا شدى * « گو كوه تا به كوه منافق سپاه باش » زينگونه بىكسان كه تو در برگرفتهاى * « پيوسته در حمايت لطف إله باش » آن را كه در لحد نبود تربتت چه سود ؟ * « گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش » و آن كو كه در تو گشت دفين از بدش چه باك * « گو صفحهى جريدهاش از بد سياه باش » زين مايه اختران كه به دامن نهادهاى * ز امروز تاج اختر زرّين كلاه باش » امروز آنچه كوفى ناپاك مىكند * « فردا به روح پاك شهيدان گواه باش » زينب كه عيش اكبر و قاسم نديد و رفت * تو بهر عيش و عشرتشان حجلهگاه باش دور افتاده شاه ز سردار لشكرش * عبّاس را دليل تو اينك به شاه باش اصغر كه نوك تير مكيد و به خواب رفت * مرهم به حلق نازك آن بىگناه باش
--> ( 1 ) - ام ايمن : كنيز حضرت رسول اكرم ( ص ) . رسول گرامى اين كنيز را آزاد كرد و به عقد زيد بن حارثه در آورد . زيد از ام ايمن صاحب پسرى به نام اسامة شد . از اين بانوى گرامى احاديثى در مورد محبّت مردم نسبت به حضرت سيّد الشهداء از قول رسول گرامى ( ص ) نقل شده است . ( 2 ) - دُموع جاريه : اشكهاى ريزان . ( 3 ) - ماريه : سرزمين كربلا .