مرضيه محمدزاده
1012
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
گرچه تو محرم به صاحبخانهيى * ليك تا اندازهيى ، بيگانهيى ! آنكه از پيشش سلام آوردهيى * و آنكه از نزدش پيام آوردهيى بىحجاب اينك هم آغوش منست * بىتو ، رازش جمله در گوش منست از ميان رفت آن منى و آن تويى * شد يكى مقصود و بيرون شد دويى جبرئيلا رفتنت زينجا نكوست * پرده كم شو در ميان ما و دوست رنجش طبع مرا مايل مشو * در ميان ما و او ، حايل مشو از سر زين بر زمين آمد فراز * وز دل و جان برد بر جانان نماز با وضويى از دل و جان شسته دست * چار تكبيرى بزد بر هرچه هست « 1 » گشته پرگل ، ساجدى عمّامهاش * غرقه اندر خون ، نمازى جامهاش بر فقيه از آن ركوع و آن سجود * گفت اسرار نزول و هم صعود بر حكيم از آن قعود و آن قيام * حل نمود اشكال خَرق و التيام و آن سپاه ظلم و آن احزاب جور * چون شياطين مر نمازى را ، بدور تير بر بالاى تير بيدريغ * نيزه بعد از نيزه ، تيغ از بعد تيغ قصه كوته شمر ذى الجوشن رسيد * گفتگو را ، آتش خرمن رسيد ز آستين ، غيرت برون آورد دست صفحه را شست و قلم را ، سر شكست « 2 »
--> ( 1 ) - كنايه از اينكه دست از همگان شست . ( 2 ) - گنجينة الاسرار ؛ ص 148 - 167 ، گزينش اشعار .