مرضيه محمدزاده

951

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

نيّر تبريزى ميرزا محمّد تقى فرزند ملّا محمّد تبريزى مشهور به « حجة الاسلام » و متخلّص به « نيّر » از علماى شيخيه در آذربايجان و از دانشمندان قرن چهاردهم آذربايجان است . او به سال 1247 ه . ق . در تبريز متولد شد . وى تحصيل فقه و حكمت را نزد پدرش كه از مراجع شيخيه بود آغاز كرد و سپس در سن 22 سالگى براى تكميل تحصيلات خود به نجف رفت ، و در آنجا از محاضر استادان و مشايخ آن سامان استفاضه كرده و سپس به تبريز بازگشت و تا آخر عمر در آن شهر به خدمات دينى و روحانى پرداخت . وى در آسمان علم و ادب و عرفان حقيقتا آفتابى بود كه صدها ستاره‌ى درخشان از انوار علمش كسب نور و روشنايى كرده‌اند . نيّر در رمضان سال 1312 ه . ق . در گذشت و او را در وادى السّلام نجف دفن كردند . تأليفات بسيارى از او برجاى مانده است كه مشهورترين آثار وى عبارتند از : « مثنوى آتشكده » ( در مراثى اهل بيت ( ع ) ، « لآلى منظومه » ، « ديوان غزليات » ، « مثنوى درّ خوشاب » ، « صحيفة الابرار » ، « مفاتيح الغيب » ، « علم الساعه » ، « الفيه در لطائف » . « 1 » - * - 1 چون كرد خور ز توسنِ زرين تهى ركاب * افتاد در ثوابت و سياره انقلاب غارتگران شام به يغما گشود دست * بگسيخت از سرادقِ زرتارِ خور ، طناب كرد از مجره چاك ، فلك پرده‌ى شكيب * باريد از ستاره به رخساره خون خضاب كردند سر ز پرده برون دختران نعش « 2 » * با گيسوى بريده ، سراسيمه ، بىنقاب گفتى شكسته مجمر گردون و از شفق * آتش گرفته دامن اين نيلگون قباب از كِلّه‌ى « 3 » شفق ، به در آورده سر ، هلال * چون كودكى تپيده به خون در كنار آب يا گوشواره‌اى كه به يغما كشيده خصم * بيرون ز گوش پرده‌نشينى چو آفتاب يا گشته زينِ توسن شاهنشهى نگون * برگشته بىسوار سوى خيمه با شتاب گفتم مگر قيامت موعود اعظم است آمد ندا ز عرش كه ماه محرّم است 2 گلگون سوار وادى خونخوار كربلا * بىسر فتاده در صف پيكار كربلا چشم فلك نشسته ز خون شفق هنوز * از دود خيمه‌هاى نگونسار كربلا فرياد بانوان سراپرده‌ى عفاف * آيد هنوز از در و ديوار كربلا بر چرخ مىرود ز فراز سنان هنوز * صوت تلاوت سرِسردار كربلا

--> ( 1 ) - لغت نامه دهخدا . گنجينه‌ى نياكان ؛ ص 1061 . ( 2 ) - دختران نعش : بنات النعش ، هفت ستاره كه به آن دبّ اكبر هم مىگويند . ( 3 ) - كلّه : پرده ، سراپرده ، پشه‌بند .