محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 97
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
به تفصيلي كه ديديم حكايت سراقه در يك سلسله مقاطع پىدرپى كه قدم به قدم نمايانگر افعال ورفتار وبيم واميد ويأس أو است ، تشريح شده است . در كتاب خلاصهء حاضر ، ص 83 ، سطر 17 تا ص 84 ، سطر 3 ( باب پنجم ) در 10 سطر وتقريبا 128 كلمه ، همين حكايت ، در مقاطع كمترى با حذف داستان فال گرفتن تازيان وحذف تفصيل فرو افتادن سراقه سه بار از أسب وبرآمدن ابر پاره ، به ايجاز آمده است . 4 ) در كتاب سيرت رسول اللّه ، در ص 538 ، سطر 1 تا ص 541 ، سطر 20 ( باب بيست وششم ، غزو پنجم ) ، در 82 سطر وتقريبا 785 كلمه ، حكايت خواب عاتكة به اين شرح آمده است : « حكايت خواب عاتكة عمهء پيغمبر ، عليه السلام محمد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد : عاتكة عمهء پيغمبر ، عليه السلام ، پيش از آن كه أبو سفيان آن سوار بفرستادى ، به سه روز يا سه شب چيزى به خواب ديد در حق قريش ، واز آن خواب بترسيده بود ، وبرادر خود عباس ، رضى اللّه عنه ، بر خود خواند وآن حكايت با وى بكرد وگفت : اى برادر ، من دوش خوابى ديدهام در حقّ قريش واز آن بترسيدهام وچنان پندارم كه مصيبتى عظيم به قريش رسد وواقعهاى سهمناك ايشان را حادث خواهد شدن ، لكن حديث آن با كس مگوى . عباس رضى اللّه عنه ، گفت : اى خواهر ، بگوى تا خود چه ديدهاى ؟ گفت : چنان ديدم كه مردى بر اشترى نشسته بود وبه بطحاى مكة درآمد وآواز برداشت وگفت : هان ! اى قوم قريش ، تا سه روز ديگر شما را از بهر كشتن بيرون مكة خواهند بردن ؛ چون وى اين آواز بداد ، مردم ديدم كه جمله بر سر وى گرد آمده بودند وآن شخص همچنان راست به مسجد آمد وبر بأم كعبه شد وهمچنان راست بر اشتر نشسته آوازى بلند برداشت وگفت : هان ! اى قوم قريش ، تا سه روز ديگر شما را به جايى خواهند برد كه چون شما آنجا رسيده باشيد ، سروران شما بكشند ومهتران شما را أسير كنند وغلها در گردن ايشان كنند ؛ وديگر همان مرد ديدم كه از بأم كعبه فرود آمد وهم بر اشترى نشسته وبه كوه أبو قبيس بر شد وآواز برداشت وهمان سخن كه بر بأم كعبه گفته بود ، أعادت كرد وبازگفت وسنگى برگرفت واز سر كوه به مكة انداخت ، وآن سنگ چون به ميان هوا برشد ، پارهپاره شد وهر پاره به سرايى از آن مكة افتاد ، چنان كه هيچ سراى نبود اندر مكة كه نه يك پاره سنگ از آن درش افتاد » . « عباس ، رضى اللّه عنه ، چون آن خواب از خواهرش خود بشنفت ، گفت : اى خواهر ، اين خواب تو هرآينه راست خواهد شد ومصيبتى بزرگ قريش را بخواهد