محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 49
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
عدهاى از مستمندان نيز تقاضاى كمك كردند تا بتوانند با پيغمبر أكرم همراه باشند ، وعدهاى ديگر از ترك مدينه عذر آوردند . در اين غزو بود كه پيغمبر أكرم على ، عليه السلام ، را در مدينه گمارد واز رفتن به غزو بازداشت . چون على ، عليه السلام ، در اثر كنايات منافقان از همراه نبودن با پيغمبر أكرم صلعم شكوه كرد ، آن حضرت وى را با گفتار خود ، كه به حديث منزلت معروف است ، خرسند ساخت . مسلمانان ، پس از برخورد با مشكلات چندى در ميان راه از قبيل تشنگى وگم كردن راه وراحله ، به تبوك رسيدند ودر آنجا با رئيس ايله ودومه صلحى برقرار كردند ؛ پيغمبر أكرم شبى چند در تبوك أقامت كرد وآنگاه به سوى مدينه حركت نمود . در واقعهء تبوك شواهد چندى وجود دارد كه نشان دهندهء آن است كه اسلام هنوز در قلب عدهاى از تازيان رسوخ نكرده بود ، وجمعى كه به نام منافق خوانده شدهاند در پنهان با پيغمبر مخالفت مىكردند ومردم را به گمراهى وطغيان وسركشى مىكشانيدند . حكايات مربوط به عذر آوردن جمعى از رفتن به جنگ ، وساختن مسجد ضرار وتوبهء سه تن از أصحاب ، شواهدى است در تأييد اين معنى « 1 » . پس از توصيف وشرح وبيان مغازى رسول اللّه صلعم ، چنان كه گذشت ، وپيش از ذكر رحلت پيغمبر أكرم ، ابن هشام از قول ابن إسحاق يا راويان ديگر ، طي فقراتى چند ، مطالب متفرقى را كه مهمترين آنها مربوط به حجة الوداع است ، يادداشت وذكر كرده است . مطلب أول ، مربوط است به ذكر نام كساني كه از جانب پانزده قوم عرب ، نزد پيغمبر أكرم به رسالت آمده وپس از گفتوگوهايى به اسلام گرويدهاند ، ودر بازگشت ، قوم خود را به اسلام دعوت كردهاند . به مناسبت اين كه اين اشخاص در سال نهم هجرى قمري به رسالت نزد پيغمبر أكرم آمده بودهاند ، اين سال را سنة الوفود ناميدهاند « 2 » . در همين سال نهم بود كه پيغمبر أكرم عاملان خود را ، براي جمعآورى صدقات ، به أطراف گسيل داشت « 3 » . همچنين ، أبو بكر از جانب پيغمبر به امارت حاج گمارده شد وعلى ، عليه السلام ، سوره برائت را از جانب آن حضرت در منى قرائت كرد « 4 » . حكايت مسيلمة كذّاب وقصهء عدى بن حاتم الطائي نيز در ضمن وقايع همين سال آمده است « 5 » . مطلب دوم ، حكايت حجة الوداع پيغمبر أكرم است ، در سال دهم از هجرت ، به اين شرح كه پيغمبر أكرم پنج روز مانده به آخر ماه ذىقعده با عدهاى از مسلمانان به قصد حج از مدينه
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 159 - 181 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 205 - 246 . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 246 . ( 4 ) . همان ، كتاب ، ص 188 - 199 . ( 5 ) . همان كتاب ، ص 222 ، 225 - 228 ، 246 و 247 .