محمد بن عبد الله بن عمر

مقدمه 46

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

اتكاى نفوذ معنوي وحكومت الهى خويش لا أقل بر مردم قسمتى از نجد وحجاز ، أصحاب را ، بر حسب شروط صلح حديبيه ، مهيّاى اداى عمرة القضاء نمود . به روايت ابن هشام از قول ابن إسحاق ، پيغمبر أكرم در ماه ذىقعده براي به جاى آوردن عمرة القضاء يا عمرة القصاص عازم مكة شد . قريش چون از اين عزيمت آگاه شدند ، مكة را رها كردند تا مسلمانان بتوانند به مدت سه روز مراسم عمره را انجام دهند . چون قريش مسلمانان را از دور نظاره مىكردند ، به دستور پيغمبر أكرم ، ايشان نيز نيروى معنوي وجسماني خود را ابراز داشتند تا قريش گمان نبرند كه با مردم رنجورى سروكار خواهند داشت . آن حضرت ، در حالي كه عبد اللّه بن رواحه زمام ناقه‌اش را در دست داشت ورجز مىخواند ، به مكة داخل شد وسه روز پس از آن رهسپار مدينه گرديد « 1 » . پس از ادعاى عمرة القضاء ، چون قسمتى از شبه جزيرهء عرب مسلمانان را مسلّم شده بود وديگر نيز بيم آن نمىرفت كه أقوام ديگر عربستان متعرض ايشان بشوند ، پيغمبر أكرم صلعم ، پس از پنج ماه يعنى در ماه جمادى الاولاى سال هشتم ، عده‌اى از لشكر اسلام را به ماوراى نواحي شمال مدينه اعزام داشت وايشان به سهولت به سرزمين شام ، به محلى به نام معان ، رسيدند ودر آنجا چون از كثرت عدهء لشكر خصم آگاه شدند وفرصت استشاره با پيغمبر أكرم را نداشتند ، به اشارهء عبد اللّه بن رواحه ، پيروزى يا شهادت كه احدى الحسنين بود ، برگزيدند . پس از آن كه زيد بن حارثه وجعفر بن أبي طالب وعبد اللّه بن رواحه ، كه هر سه از ياران نزديك پيغمبر وبر آن لشكر سردار بودند ، يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند ، گروه مسلمانان ، به فرماندهى خالد بن وليد ، از جنگ به كناره كشيده شدند وعازم مدينه گرديدند . در ضمن وقايع اين جنگ ، كه غزو مؤتة نام دارد ، ابن هشام از قول ابن إسحاق اشعار وحكايات جنبي چندى آورده است « 2 » . پيغمبر أكرم صلعم دو ماه پس از واقعهء مؤتة ، در رمضان سال هشتم ، به سوى مكة عزيمت كرد . ابن هشام از قول محمد بن إسحاق عهدشكنى بنى بكر را سبب اين حركت مىداند ، به اين نحو كه بر طبق صلح حديبيه ، قوم خزاعة هم‌پيمان پيغمبر أكرم شدند ودر حمايت آن حضرت درآمدند وقوم بنى بكر هم با قريش هم‌پيمان شدند ، وچون از ديرباز ميان آن دو قبيله دشمنى بود بنى بكر ، با همدستى قريش ، به قوم خزاعة تاختند ، قوم خزاعة ، براي دادخواهى ودرخواست كمك ، رسولانى نزد پيغمبر أكرم فرستادند وآن حضرت وعدهء نصرت به ايشان داد . در اين ميان ، أبو سفيان براي تمديد وتحكيم صلح حديبيه ، به مدينه آمد وهر چند كوشيد

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 12 - 14 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 15 - 30 .