محمد بن عبد الله بن عمر
125
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ « 1 » . وسيد ، عليه السلام ، فرمود : تا لشكر پراكنده شد واز پى كافران برفتند « 2 » ومعاوية بن المغيرة وأبو عزّهء شاعر ، كه سيد ، عليه السلام ، أو را در بدر زنهار داده بود ، بيافتند [ و ] بياوردند . وأبو عزّه گفت : اى محمد ، مرا زنهار ده ، وسيد ، عليه السلام ، فرمود : انّ المؤمن لا يلدغ من جحر مرّتين « 3 » . وبفرمود به زبير بن العوّام تا أو را به قتل آورد . وعثمان بن عفّان خويش معاوية بود ، وشفاعت كرد از بهر وى . سيد ، عليه السلام ، فرمود : أو را زنهار دادم ، به شرط آن كه اگر بعد از سه روز أو را در مدينه بيابند بكشند . واتفاقا ، بعد از سه روز ، أو را در مدينه ، بيافتند وبه قتل آوردند « 4 » . وحق تعالى روز أحد منافقان را از مؤمنان جدا كرد ، وشصت آيت از سورت آل عمران فرو فرستاد ؛ كه أول آيتها اين بود ، قوله تعالى : وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ « 5 » . واز مهاجر وأنصار كه در روز أحد شهيد گشته بودند ، هفتاد مرد بودند . واز كفار بيست ودو مرد بودند ؛ وبيشتر به دست حمزه وعلى ، رضى اللّه عنهما ، به قتل آمده بودند « 6 » . حكايت أصحاب رجيع * در سنهء ثلاث بعد از واقعهء أحد جماعتى از قبيلهء عضل وقاره پيش سيد ، عليه السلام ، آمدند وگفتند : بفرماى تا چند تن از صحابه بيايند ، وأهل قبيله را احكام شرع آموزند . سيد ، عليه السلام ، شش تن از بزرگان صحابه ، بفرستاد . چون به قبيلهء هذيل رسيدند ، در جانب حجاز كه دشمن سيد ، عليه السلام ، بودند ، به موضعي كه آن را رجيع « 7 » گويند ؛ با ايشان غدر كردند ، وقوم هذيل ، با شمشير كشيده ، بر سر صحابه آوردند وگفتند : شما دست بدهيد تا شما را بگيريم ، والّا شما را هلاك كنيم . پس سه تن دست بدادند تا ايشان را بگرفتند . وآن سه تن ديگر
--> ( 1 ) . آل عمران 3 : 173 . ( 2 ) . سيره ، ص 691 : « وسيد . . . لشكر بپراكند وگفت : برويد در طلب كفار ، بعد از آن برفتند وايشان را نيافتند ، ودو تن » . ( 3 ) . گفت : مؤمن دو بار از يك سوراخ مار نگزد ( سيره ، ص 692 ) ( 4 ) . اين غزو در سيره ، ص 687 - 694 ، آمده است . ( 5 ) . آل عمران 3 : 121 ( 6 ) . - سيره ، ص 694 - 698 . ( 7 ) . رجيع آبى است كه به قبيلهء هذيل تعلق داشته ودر نزديكى هدءه ( به فتح أول وسكون ثاني ) ميان مكة وعسفان ( به ضم أول وسكون ثاني ) واقع بوده است .