محمد بن عبد الله بن عمر
124
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
آمدند . سيد ، عليه السلام ، از خانه بيرون آمد وفرمود : رحمت خداى بر شما باد ، نيز به خانههاى خود رويد . وهم در آن وقت ابتدأ نوحه حرام كرد . وسيد ، عليه السلام ، با صحابه فرمود : لا يصيب المشركون منّا مثلها حتّى يفتح اللّه علينا . يعنى بعد از اين ، كافران قريش [ را ] بر ما ظفر نباشد [ و ] نخواهد بود تا مكة را بگشاييم . وغزو أحد روز شنبه بود نيمهء ماه شوّال « 1 » . غزو يازدهم - غزو حمراء الأسد ودر اين غزو دو حكايت است : همان روز كه سيد ، عليه السلام ، از غزاى أحد فارغ شد وبه مدينه آمد ، روز ديگر ، شانزدهم ماه شوّال ، بفرمود : تا منادى كردند ، وهمان لشكر كه در أحد حاضر بودند ، بيرون آيند تا كافران حمل ضعف بر مسلمانان نكنند ، به سبب جنگ أحد . پس به جملگى از مدينه بيرون آمدند ، با آن كه زخمها داشتند . واز پى قريش برفت ، تا به منزلي رسيد كه آن را حمراء الأسد « 2 » گويند . وسه روز ، آنجايگه مقام كرد . وأبو سفيان ولشكر كفار ، چون به منزلي رسيدند كه آن را روحاء « 3 » گويند ، گفتند : ما را ظفرى بر محمد وأصحاب وى اتفاق افتاد . ومصلحت آن است كه باز مدينه رويم ، پيش از آن كه قوّتى گيرد ؛ وأو را با صحابه به قتل آوريم . ومعبد بن أبي معبد ، از قبيلهء خزاعة ، به مكة مىرفت . وسيد ، عليه السلام ، را ، در راه ، بديد وتعزيت واقعهء أحد بازداد . وهنوز مسلمان نشده بود . وروى در مكة نهاد وبه أبو سفيان رسيد ، وگفت : محمد ، با لشكرى بسيار ، به حمراء الأسد ، فرو آمده است ، ودر عقب شما مىآيد . ودر وصف لشكر سيد ، عليه السلام ، شعري چند بگفت ، ومبالغهء بسيار بكرد . ومقصود أو آن بود كه أبو سفيان باز مكة رود وقصد * سيد ، عليه السلام ، نكند . پس لشكر قريش عزم باطل كردند ، وروى باز مكة نهادند . وبا كاروانى كه به مدينه مىرفت ، تقرير كردند كه چون به سيد ، عليه السلام ، رسيد ، بگوييد كه لشكر قريش از عقب مىرسد . ومقصود ايشان آن بود كه سيد ، عليه السلام ، از پى ايشان نرود تا ايشان به مكة برسند . وحق تعالى از اين خبر داد :
--> ( 1 ) . مطالبى كه در ذيل عنوان حكايت دوم آمده در سيره ، ص 663 - 687 ، آمده است . بنابر قول مشهور ، واقعهء أحد در ماه شوال سنهء سوم هجرى قمري اتفاق افتاده است . ( 2 ) . حمراء الأسد ، موضعي است در هشت ميلى مدينه ( معجم البلدان ) . ( 3 ) . روحاء ( به فتح أول ) قريهاى است از قوم مزينه ( به ضم أول وفتح ثاني ) به فاصلهء 41 تا 30 ميل از مدينه ( معجم ما استعجم ) .