محمد بن عبد الله بن عمر
123
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
جزاك اللّه عنّا خير ما جزى نبيّا عن أمّته « 1 » . وقوم مرا سلام رسان وبگوى كه وصيت مىكنم شما را تا از نصرت سيد ، عليه السلام ، بازنيستيد ، وبا دشمنان وى به جان ومال بكوشيد . واگر به خلاف آن كنيد ، نزد حق تعالى ، معذور نباشيد وروح تسليم كرد . وسيد ، عليه السلام ، أو را دعا كرد وآمرزش خواست . وسيد ، عليه السلام ، به نفس خود طلب حمزه مىكرد . وچون أو را شكم شكافته ومثله كرده يافت ، بفرمود « 2 » : تا حمزه ، در بردى يمنى پيچيدند ، وبر وى نماز كرد ، وهفت بار تكبير گفت . وشهيدان را پيش حمزه « 3 » مىنهادند ، وسيد ، عليه السلام ، هر نوبتي كه بر ايشان نماز كردى ، بر حمزه نماز كردى ؛ چنان كه هفتاد ودو نوبت « 4 » بر حمزه نماز كرده بود . پس حمزه را دفن كردند . وعبد اللّه بن جحش ، نيز مثله « 5 » كرده بودند ، وأو را نيز دفن كردند . وسيد ، عليه السلام ، رها نكرد كه كشتگان به مدينه برند وفرمود : ادفنوهم حيث صرعوا « 6 » . وفرمود : أنا شهيد على هؤلاء انّه ما من جريح يجرح في اللّه إلّا واللّه يبعثه يوم القيامة يدمى جرحه ، اللّون لون دم ، والرّيح ريح مسك « 7 » . وحمنه بنت جحش ، چون خبر قتل صحابه شنفت « 8 » ، جزع نكرد . وچون خبر قتل [ شوهر ] شنفت ، فرياد داشت . سيد ، عليه السلام ، فرمود : إنّ زوج المرأة منها لبمكان « 9 » . وچون سيد ، عليه السلام ، باز مدينه آمد ودر شب آواز زنان از هر جايى شنيد كه بر كشتگان خود ، نوحه مىكردند ، سيد ، عليه السلام ، فرمود : هر كشته كسى دارد كه بر وى زارى مىكند ، به جز حمزه . پس سعد بن معاذ زنان أنصار را فرمود : تا بر حمزه نوحه كنند . وزنان أنصار * نوحه بر حمزه ، رضى اللّه عنه ، آغاز كردند ، وهمچنان به در مسجد سيد ، عليه السلام ،
--> ( 1 ) . بگوى پيغمبر را كه خداى تو را جزاى خير دهاد ، بهتر از آن كه وى پيغمبران خود را داده است ( سيره ، ص 680 ) . ( 2 ) . در أصل : وبفرمود ( 3 ) . در سيره ، ص 683 : بعد از آن شهيدان مىآوردند ودر بر حمزه مىنهادند . ودر بر حمزه با عبارت متن عربى ، ج 3 ، ص 102 ، مناسبتر است . ( 4 ) . در أصل : هفتاد نوبت ( 5 ) . مثله : بريدن گوش يا بيني محكوم براي عبرت ديگران ؛ كسى كه گوش وبيني يا عضو ديگرش را بريده باشند ( معين ) . ( 6 ) . گفتا : همچنين ، رها كنيد ايشان را وهمين جايگاه دفن كنيد ايشان را كه اين جايگاه كشتهاند ( سيره ، ص 684 ) . ( 7 ) . گفتا : من گواهم بر ايشان وبر هر كسى كه وى را در راه خداى بكشند كه فرداى قيامت وى را برانگيزانند واز جراحت وى خون مىآيد كه لون آن لون خون باشد همچون همه خونها وبوى آن همچون بوى مشك وعنبر بود ( سيره ، ص 684 ) . ( 8 ) . مقصود برادرش عبد اللّه بن جحش وخالش حمزه وشوهرش مصعب بن عمير است ( سيره ، ص 684 و 685 ) . ( 9 ) . گفت : زن را هيچ كس به جاى شوهر نبود ( سيره ، ص 685 )