محمد بن عبد الله بن عمر
122
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
* يعنى خدايا ، سزاوار نباشد كه كافران بالاتر از ما باشند . بعد از آن عمر با جماعتى از أنصار ، رضى اللّه عنهم ، با كافران جنگ كردند وايشان را از دامن كوه براندند . وسيد ، عليه السلام ، از ضعف زخمها ، پاى بر پشت طلحه نهاد وبر سر سنگى رفت ونماز پيشين نشسته كرد . واصيرم بن عبد الأشهل را ديدند كه در ميان كشتگان مسلمانان ، افتاده بود ورمقى داشت ، چنان كه سخن مىگفت ، از أو پرسيدند كه تو كافر بودى ومسلمانان همىرنجانيدى ، تو را چه افتاد كه به جنگ كافران آمدى ؟ گفت : مرا رغبت اسلام ظاهر شد وايمان آوردم به خداى ورسول ، وبه جنگ آمدم تا كافران مرا بيفگندند . وچون اين سخن گفته بود ، جان بداد . ودر خدمت رسول ، عليه السلام ، حكايت كردند ، فرمود : إنّه لمن أهل الجنّة « 1 » . وأبو سفيان بر سر كوه رفت وگفت : روزى به روزى ، أحد به روز بدر . سيد ، عليه السلام ، عمر را فرمود تا بگفت : اللّه أعلى وأجلّ ، لا سواء قتلانا في الجنّة ، وقتلاكم في النّار . « 2 » أبو سفيان گفت : اى عمر ، به خداى بر تو [ مرا خبر ده ] « 3 » كه محمد زنده است ؟ گفت : بلى زنده است ، وآواز تو مىشنود . گفت : وعدهء ما به بدر است در سال آينده . سيد ، عليه السلام ، أو را فرمود : بگوى كه همچنين خواهد بودن . وچون كافران بازگرديدند ، سيد ، عليه السلام ، على ، رضى اللّه عنه ، را فرمود : از پى ايشان برو ، اگر سوار مجرّد برنشسته باشند ، واشتران رها كرده ، غدر خواهند كرد وقصد مدينه دارند . واگر اشتران نيز بار نهاده باشند ، قصد مكة دارند « 4 » . بازگشت وگفت : به جملگى برفتند . آنگه ، مسلمانان به دفن شهيدان مشغول شدند ، وسيد ، عليه السلام ، فرمود : سعد بن ربيع ، رئيس أنصار ، كه از نقيبان أهل عقبه بود ، واز أصحاب بدر بود * ، طلب كنيد . يكى از أنصار برفت ، وأو را در ميان كشتگان ، ديد « 5 » افتاده ، ورمقى داشت ، وگفت : سيد ، عليه السلام ، را سلام رسان وبگوى :
--> ( 1 ) . گفت : وى از أهل بهشت است ( سيره ، ص 676 ) ( 2 ) . گفتى ، بگوى كه اللّه خداى ماست وأو بزرگتر وعالىتر ، وبدر با أحد برابر نيست ، وكشتگان ما همه در بهشتند وكشتگان شما همه در دوزخند . ( سيره ، ص 679 ) . ( 3 ) . در أصل : اى عمر خداى بر تو واز سيره ، ص 679 ، نقل شد . ( 4 ) . مقصود آن است كه اگر بار وأثاث خود را بر اشتران حمل نكرده باشند ، قصد دارند دوباره حمله كنند ، واگر بارهاى خود را بر اشتران حمل كرده باشند به مكة خواهند رفت ودوباره حمله نخواهند كرد . ( 5 ) . در أصل : ديدند