محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 28
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
ثالثا - وقايع مندرج در اين مجموعهها تنها به زمان پيغمبر أكرم محدود نبوده وأحيانا در آنها وقايعى از زمان خلفاى راشدين وحتى از عصر أموي نيز مشاهده مىشده است . بنابر آنچه گذشت ، چنانكه قبلا هم اشاره شد ، دربارهء تدوين وتنظيم ومحتويات مغازى أولية به طور قطع نمىتوان حكم كرد . از محتويات محدود مجموع چند قطعه پاپيروس « 1 » به جاى مانده كه تاكنون منتشر شده ، نيز نمىتوان در اين راه كمكى گرفت . كتابي هم كه جورج خورى بر أساس قطعات پاپيروس ، معروف به پاپيروسهاى هايدلبرگ « 2 » ، تهيه وتدوين كرده ، وقسمت أول آن مربوط به حديث داود وداراى تاريخ 229 است ، وقسمت دوم آن بدون آن كه در متن اصلى عنواني داشته باشد با عنوان مغازى رسول اللّه كه جورج خورى به آن داده ، منتشر شده است ومربوط است به بيعت عقبه واجتماع قريش در دار النّدوه وهجرت رسول أكرم به مدينه وسريّهء علي بن أبي طالب ، عليه السّلام ، به قوم خثعم « 3 » ، روايت ونسخهاى است از أوايل قرن سوم ، يعنى پس از وفات واقدى . بنابراين ، اين مأخذ هم براي راهنمايى ما كافى نيست . پس ، آنچه در دست داريم همه اطلاعاتى است از دست دوم وسوم وحاكى از وجود كتابهاى مغازى قديمىتر ، بدون آن كه بتوان از اين اطلاعات به چگونگى محتويات آنها به طور دقيق پى برد « 4 » . از نيمهء دوم قرن دوم به بعد كتابهايى دربارهء سيره ومغازى تأليف وتدوين شده ومنابع ومدارك مربوط به آنها بسيار است وهمه در خور تحقيق ومطالعهء دقيق دامنهدارى است ؛ ولى از لحاظ اين كه در تجديد بناى تاريخ دويست سال أول اسلام ، تا چه حد كتابهاى مزبور ومنابع موجود واطلاعات متكى بر آنها شايستهء استناد ومؤدى به حكم قطعي است ، بايد اذعان نمود كه آنها ، چه از لحاظ گاهشمارى وچه از ديدگاههاى ديگر ، خالى از تضاد وتناقض نيست . اگر چه مىتوان به نفس بىپيرايهء حوادثى كه در آن منابع است به ديدهء قبول نگريست وآنها را در تدوين شرح أحوال پيغمبر صلعم مؤثر دانست . با وجود مراتب مزبور منابعى را كه محمد بن إسحاق واقران أو گفتههاى خود را بر آنها متكى كردهاند ، بايد از سه لايهء اصلى تاريخي وشاخ وبرگ افسانهاى وتمايلات سياسي زمان متشكل دانست . از اين گذشته دربارهء اين موضوع نمىتوان از اين دغدغهء خاطر آسوده بود كه
--> ( 1 ) . - به دايرة المعارف اسلامى ، طبع دوم ، ص 1152 ، ستون أول ، سطر 4 ، زير عنوان مغازى . ( 2 ) . راجع به اين كتاب ومؤلف آن يعنى وهب بن منبه - مقدمهء سيره ، ص 15 و 16 . ( 3 ) . در سيرهء ابن هشام ومغازى واقدى وطبقات ابن سعد وتاريخ طبري دربارهء سريهء علي بن أبي طالب ، عليه السلام ، با حارث بن الهميسع الخثعمي ذكرى نيست . ( 4 ) . براي تفصيل بيشتر - منابع به زبانهاى اروپايى ، شمارهء 29 .