محمد بن عبد الله بن عمر
101
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
بنى بكر بود ، پيش قريش آمد وگفت : من ضمانىام كه قبيلهء بنى بكر قصد شما نكنند . وبه جنگ محمد رويد . پس فارغ شدند وبرفتند . وسيد ، عليه السلام ، دوشنبهء هشتم « 1 » ماه رمضان ، از مدينه ، بيرون آمد . وعمرو بن امّ مكتوم به نيابت خود بنشاند . وچون يك منزل از مدينه بيرون آمد وبه جايى رسيد كه آن را روحاء « 2 » گفتندى ، أبو لبابه را باز مدينه فرستاد تا والى باشد وابن امّ مكتوم امامت كند . وهم در آن منزل علم سفيد خاصّ خود به مصعب بن عمير داد . ودو علم ديگر بود سياه ، از پيش سيد ، عليه السلام ، مىبردند ؛ يكى به دست على بود ويكى به دست بعضي از أنصار . وصحابه ، در آن سفر ، هفتاد اشتر داشتند وبه نوبت برمىنشستند . واز آن سيد ، عليه السلام ، وعلى ، رضى اللّه عنه ، ومرثد بن أبي مرثد الغنوي ، يك اشتر بود ، به نوبت وسيد ، عليه السلام ، قيس بن أبي صعصعه بر ساقهء لشكر داشت . وعلم أنصار با سعد بن معاذ بود . وسيد ، عليه السلام ، در وادى صفراء « 3 » ، به دو كوه رسيد ؛ يكى را مسلح ويكى را مخرئ مىگفتند . وگفتند * كه مقام دو قبيله است : بنى النّار وبنى حراق . واين نامها أو را موافق نيامد ، ناخوش گشت وبه راهى ديگر برفت . ودو كس از صحابه ، به خبرگيرى فرستاد . وچون خبر آوردند كه قريش بيرون آمدهاند ، وميان سيد ، عليه السلام ، وايشان يك منزل است ؛ سيد ، عليه السلام ، از مهاجر وأنصار ، مشورت طلبيد . جمله تسليم شدند وگفتند : بهر چه فرمايى مطيعيم وبه جنگ بايد رفت . سيد ، عليه السلام ، شاد شد وايشان را بشارت داد به آن كه حق تعالى مرا وعده داده است ، واز هر دو گروه يكى ما را باشد ، يا كاروان قريش يا مهتران ايشان . وچون اين سخن بفرمود ، كوچ كردند . وچون به منزل بدر رسيدند ، خود وأبو بكر ، رضى اللّه عنه ، سوار پيش رفتند . تا خبري بازدانند . أعرابىاى ديدند . سيد ، عليه السلام ، گفت : چه خبر دارى از أحوال قريش ومحمد ؟ اعرابى گفت : هيچ نگويم تا پيشتر بگوييد كه شما كيستيد . سيد ، عليه السلام ، فرمود : أول تو بگوى . گفت ، مرا گفتند : محمد فلان روز از مدينه بيرون آمد ، اگر راست باشد ، امروز در بدر بود . وگفتند قريش
--> ( 1 ) . در أصل : بيست ودوم وبر طبق متن عربى ، ج 2 ، ص 263 ، اصلاح شد . وزرقانى در شرح مواهب ( ج 1 ، ص 408 ) تاريخ خارج شدن پيغمبر صلعم از مدينه را دوازدهم رمضان ، ذكر كرده است ومقصود رمضان سال دوم هجرى قمري است . ( 2 ) . روحاء ، موضعي است ميان حرمين در سى يا چهل ميل از مدينه ( منتهى ) وبكرى در معجم ما استعجم گفته است : روحاء قريهاى است از مزينه ( به ضم أول وفتح دوم ) به فاصلهء دو شب يا 41 ميل از مدينه . ( 3 ) . صفراء ، وادى وقريهاى است در قسمت شمالي ينبع وميان آن تا بدر يك مرحله وميان ينبع تا مدينه شش مرحله است ( بكرى وياقوت ) . اين وادى ميان دو كوه مسلح ومخرئ قرار دارد .