محمد بن عبد الله بن عمر

86

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

لا عيش إلّا عيش الآخرة اللّهمّ ارحم المهاجرين والأنصار . تا شعر نباشد . وعمّار خشت مىكشيد وخشت بسيار بر پشت وى نهادند ، به مزاح گفت : يا رسول اللّه ، مرا بكشتند . خاك از سر وى پاك كرد وفرمود : ليسوا بالّذين يقتلونك . إنّما تقتلك الفئة الباغية . ايشان را تو را نكشند ، گروهى ياغى تو را بكشند ، ودر زمان على ، رضى اللّه عنه ، لشكر معاوية أو را بكشتند ، وسيد ، عليه السلام ، در حقّ عمّار فرمود : إنّ عمّارا جلدة ما بين عينىّ وأنفى « 1 » . وعلى ، رضى اللّه عنه ، در حقّ وى گفت : لا يستوى من يعمر المساجدا * يدأب فيه قائما وقاعدا ومن يرى عن الغبار حائدا « 2 » وأبو ايّوب انصارى گفت : نوبتي طعام مىبردم به حضرت رسول ، عليه السلام ، ونخورد ، گفت : جبرئيل پيش من مىآيد « 3 » . وأول ماه ربيع الأول بود كه سيد ، عليه السلام ، به مدينه رفت . حكايت هفتم - برادرى گرفتن سيد ، عليه السلام ، باز صحابه چون سيد ، عليه السلام ، به مدينه آمد ، خواص صحابه از مهاجر وأنصار با يكديگر برادرى داد وگفت : تآخوا في اللّه أخوين أخوين « 4 » . آن‌گه * دست در دست على نهاد وگفت : اين برادر من است . بعد از آن حمزة بن عبد المطلب با زيد بن حارثه ؛ [ وجعفر بن أبي طالب با معاذ بن جبل ؛ ] وأبو بكر صدّيق با خارجة بن زهير « 5 » ؛ وعمر بن الخطّاب با عتبان بن مالك ؛ وأبو عبيدة ابن عبد اللّه بن الجرّاح با سعد بن معاذ ؛ وزبير بن العوّام با سلمة بن سلامه ؛ وعثمان بن عفّان با أوس بن ثابت ؛ وطلحة بن عبيد اللّه با كعب بن مالك ؛ وسعد بن زيد با ابىّ بن كعب ، ومصعب بن عمير با أبو ايّوب انصارى ؛ وأبو حذيفة بن

--> ( 1 ) . گفت : عمار هر دو ديدهء من است . اين ترجمهء تقريبي از سيره ، ص 476 ، نقل شد . ( 2 ) . معنى آن است كه برابر نباشد ثواب ودرجهء كسى كه در مسجد كار كند ورنج بر خود گيرد وخسته شود با كسى كه نزديك نيايد وهيچ كار در آن نكند ، از بهر آن كه تا غبارى ننشيند . اين ترجمه از سيره ، ص 476 ، نقل شد . ( 3 ) . تفصيل اين حكايت وسبب احتراز پيغمبر صلعم از خوردن آن طعام در سيره ، ص 678 ، آمده است . ( 4 ) . گفتا : برادرى گيريد با هر يكى ، يعنى هر يكى با ديگرى . اين ترجمه از سيره ، ص 485 ، نقل شد . ( 5 ) . در أصل ونسخه‌هاى فارسي وووستنفلد : خارجة بن زيد