محمد بن عبد الله بن عمر

51

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

وَقالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَفِي آذانِنا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنا وَبَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ « 1 » . حكايت سيزدهم - جماعتى از مسلمانان كه ضعيف بودند وكافران ايشان را مىرنجانيدند « 2 » كافران قريش ، چون با سيد ، عليه السلام ، وبزرگان صحابه هيچ نمىتوانستند كرد هر كس از مسلمانان كه خويشى بزرگ نداشتند ، مىگرفتند وبه گرسنگى وتشنگى * وآفتاب گرم وچوب عذاب مىكردند ، تا بعضي از مسلمانان ضعيف حال مرتدّ شدند . اميّة بن خلف بود كه مسلمانان دشمن داشتى وهر روز بلال « 3 » را به بطحاى مكة بردى ، ودر گرما در ميان ريگ گرم ، أو را بخوابانيدى وسنگى بزرگ بر شكم وى نهادى وگفتى : به محمد كافر شو وبت را سجده كن . گفتى : أحد أحد . ورقة بن نوفل برگذشت وبلال را گفت : در اين عذاب صبر كن وأحد أحد مىگوى كه أو به فرياد تو رسد . وشفاعت به اميّه كرد ، قبول نكرد . وأبو بكر ، رضى اللّه عنه ، شفاعت كرد . گفت : اگر تو را بر أو رحم مىباشد ، از من بخر . أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، گفت : بنده‌اى دارم زنگى قوى ، وبلال ضعيف است ، مبادله كنيم . گفت : شايد مبادله كردند ، بلال بستد وآزاد كرد . وهمچنين أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، چندين ديگر مردان وزنان از صحابه بخريد وآزاد كرد . وايشان ، عامر بن فهيره ، كه از بزرگان صحابه بود ، وامّ عبيس ودختران أو زنّيره ونهديّه بودند . وكنيزكى ديگر از قبيلهء بنى عدى بود . وبه اين سبب كه عمر ، رضى اللّه عنه ، هنوز مسلمان نبود ، وأو را عذاب مىكرد [ أبو بكر آن كنيزك بخريد وآزاد كرد . واز بس كه أبو بكر آن جماعت از ضعيفان ، كه مسلمان شده بودند ، مىخريد وايشان را آزاد مىكرد ] ؛ پدرش [ أبو قحافه ] گفت : [ اگر اين بندگان كه مىخرى وايشان را آزاد مىكنى ، بارى جماعتى اقويا بودندى كه آخر روزى به كار تو بازآمدندى ، اولاتر بودى از اين مشتى ضعيفان . أبو بكر جواب پدر بازداد وگفت : من ايشان از بهر خدمت خداى مىخرم . آن‌گاه ] « 4 » حق تعالى در فضيلت أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، اين آيت فرستاد : فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَاتَّقى . وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى . فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى . « 5 » تا آخر سورت .

--> ( 1 ) . فصلت 41 : 5 . اين حكايت در ص 296 - 305 سيره ، آمده است . ( 2 ) . در أصل : مىرنجانيدن ( 3 ) . بلال مولايى بود از قبيلهء بنى جمح وبندهء أمية بن خلف . - ص 306 ، سيره . ( 4 ) . عبارت داخل [ ] با اختصارى چند از سيره ، ص 309 ، نقل شد . ( 5 ) . ليل 92 : 5 تا 7 .