محمد بن عبد الله بن عمر
19
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
جامههاى نيكو در وى پوشانيد . وبفرمود تا همچون كعبه ، أو را طواف مىكردند . ودعوى كرد كه حجّ عرب با صنعا * اندازد . عرب بشنفتند ، خواستند تا استخفافى به كليسا آورند ، كه جهانيان را معلوم شود . پس شخصي از قبيلهء بنى فقيم ، كه از قبيلهء بنى كنانه است ، به شكل رهبانى ، به زيارة كليسا رفت . چون شب درآمد ، أو را بيرون خواستند كرد ، تضرّع كرد كه از جايى بعيد آمدهام وامشب قصد عبادت دارم . در كليسا أو را بگذاشتند ومحراب وچهار گوشهء كليسا به نجاست ملوّث كرد . وروز ديگر ، چون در باز كردند ، به پنهان بيرون آمد . وخادمان آن حركت را بديدند « 1 » ودر حال اعلام پادشاه كردند وگفتند : عرب كرده است ، وأو را در خشم آوردند تا سوگند خورد كه تا نرود وكعبه خراب نكند وسنگ وى به يمن نياورد ، قرار نگيرد . وترتيب جنگ كرد وروى در مكة نهاد . اعراب متّفق شدند . وأول كسى از عرب « 2 » كه به جنگ أبرهة بيرون آمد ، دو نفر بود ، از اشراف يمن ، وحاكم چند قبيله بود . ولشكر عرب منهزم شدند ودو نفر را بگرفتند وقصد قتل وى كردند . گفت : اى أبرهة ، زيستن من تو را بهتر باشد . بفرمود تا أو را محبوس داشتند . چون پيشتر آمد ، نفيل بن حبيب ، رئيس قبيلهء خثعم ، با لشكر پيش آمد وجنگ كرد . ولشكرش به هزيمت رفت ونفيل را بگرفتند وقصد قتل وى كرد . گفت : زنهار ده تا تو را به زمين عرب دليلي كنم . ودر پيش ايستاد ودليلي مىكرد ، تا به زمين طائف رسيد . قوم ثقيف كه مهتران طائف بودند ، از كثرت لشكر بترسيدند ، وتحفهها پيش آوردند وگفتند « 3 » : اى ملك ، مطيعايم واز طائف تجاوز كن « 4 » وتعرّض لات مرسان ، كه معبد ومطاف ما است . پس التماس ايشان را أجابت كرد . از طائف شخصي كه نام وى أبو رغال بود ، در پيش لشكر داشتند تا دليلي كند به مكة . چون به يك منزل مكة رسيدند ، به موضعي * كه آن را مغمّس گفتندى ، أبو رغال بمرد وهمان جايگه دفن كردند . وبعد از آن عرب گور وى را سنگسار كردند ؛ واين ساعت هر كه برسد ، سنگى به گور وى اندازد . وأبرهة با أميري ، لشكرى به حوالي مكة فرستاد وگلهء اشتران غارت كرد ، ودويست سر اشتر از آن عبد المطلب بود ، مهتر أهل مكة . وقبيلهء كنانه وقبيلهء هذيل ، كه در حوالي مكة مقام داشتند ، ترتيب جنگ كردند ؛ وچون لشكر حبش بسيار بود ، برفتند . وأبرهة هم ، از آن منزل ، رسولي كه نام وى حناطهء حميرى بود ، به رئيس مكة فرستاد كه ما قصد خرابى خانهء كعبه داريم ، اگر معترض نشويد ، كس [ را ] با شما كار نباشد ، والّا خود ببينيد . رسول بيامد وپيغام به
--> ( 1 ) . در أصل : بديد ( 2 ) . در أصل : كه از عرب ( 3 ) . در أصل : گفت ( 4 ) . در أصل : كند