العلامة المجلسي
85
حياة القلوب ( فارسي )
واز حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : از ماست امامي كه أطاعت أو واجب است ، هر كه أو را انكار نمايد يهودي بميرد يا نصراني ، بخدا سوگند كه خدا زمين را نگذاشته است از روزى كه حضرت آدم عليه السّلام را از دنيا برده است مگر آنكه در زمين امامي بوده است كه مردم به سبب أو هدايت مىيافتند بسوى خدا وحجت خدا بود بر بندگان ، هر كه دست از متابعت أو برمىداشت هلاك مىشد وهر كه ملازمت أو مىكرد نجات مىيافت ، وبر خدا لازم است كه چنين باشد « 1 » . وكلينى به سند معتبر از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : عبادت نمىكند خدا را مگر كسى كه خدا را بشناسد ، امّا كسى كه خدا را نشناسد خدا را مىپرستد از روى گمراهى . راوي گفت : معرفت خدا چيست ؟ فرمود كه : آن است كه تصديق كند خدا را وتصديق كند پيغمبر أو را واعتقاد نمايد به امامت علي عليه السّلام وپيروى كند أو را وامامان هدايت را وبيزارى جويد از دشمن ايشان ، همچنين خدا را مىبايد شناخت « 2 » . وكلينى وبرقى ونعمانى به سندهاى صحيح ومعتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كردهاند كه : هر كه عبادت كند خدا را به عبادتي كه اهتمام كند در آن وبه تعب اندازد خود را وبه امام عادلى كه از جانب خدا منصوب باشد اعتقاد نداشته باشد ، بدرستى كه سعيش نزد خدا مقبول نيست وأو گمراه وحيران است ، ومثل أو مثل گوسفندى است كه گم كرد شبان وگلهء خود را وحيران گرديد ورفت وآمد در تمام روز ، چون شب أو را فرو گرفت گلهء گوسفندى را ديد با شبانش پس ملحق به آن گله شد وشب با آنها بسر آورد ، پس چون شبان گلهء خود را به چرا برد گوسفند ديد كه گله وشبان أو نيست ، پس برگشت حيران وطلب شبان وگلهء خود مىكرد ، پس گلهاى ديگر ديد وميل بسوى آن كرد وشبان
--> ( 1 ) . ثواب الأعمال وعقاب الأعمال 245 ؛ محاسن 1 / 176 . ( 2 ) . كافى 1 / 180 .