العلامة المجلسي

86

حياة القلوب ( فارسي )

آن گله أو را صدا زد كه : ملحق شو به گلهء خود كه حيرانى وشبان وگلهء خود را گم كرده‌اى ، پس برگشت حيران وترسان ، نه شبانى داشت كه أو را به چراگاه خود راهنمائى كند يا از چراگاه به مأواى خود برساند ، ناگاه در اين حالت گرگ أو را دريافت وتنهائى أو را غنيمت شمرد وأو را خورد ؛ وهمچنين است هر كه صبح كند در اين امّت وأو را امامي از جانب خدا نباشد كه عادل باشد ، صبح كرده خواهد بود حيران ، واگر بر اين حال بميرد به مرگ كفر ونفاق مرده است . وبدان كه امامان حق واتباع ايشان بر دين خدايند وامامان جور معزولند از دين خدا واز حق ، وخود گمراهند ومردم را گمراه مىنمايند ، واعمالي كه مىكنند مانند خاكسترى است كه باد تند بر آن بوزد وپراكنده كند وقادر نيستند از آنچه كسب كرده‌اند بر چيزى ، اين است گمراهى دور ودراز « 1 » . مترجم گويد كه : وجه تشبيه از اين جهت است كه كسى كه امام حقي داشته باشد وبعد از أو متابعت خليفهء أو ننمايد نزد هر امامي از ائمهء جور كه مىرود وخلاف آنچه از امام حق ديده وشنيده است مشاهده مىنمايد از أو نفرت مىكند وبه نزد ديگرى مىرود ، وامام جور نيز هرگاه از أو خلاف آن باطلى كه در دست دارد ببيند أو را دور مىگرداند كه مبادا اتباعش را فاسد گرداند ، وأو بر اين حالت است تا اينكه شيطان كه گرگ راه دين است اين حيرانى أو را غنيمت مىشمارد وأو را يا از دين بالكلّيّه بدر مىبرد يا به متابعت يكى از ائمهء جور راغب مىگرداند وهلاك مىكند . وابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : امام ، علم ونشانه‌اى است ميان خدا وخلق ، پس هر كه أو را شناسد مؤمن است وهر كه أو را نشناسد كافر « 2 » . ونعمانى به سند معتبر روايت كرده است كه محمد بن مسلم از حضرت باقر عليه السّلام پرسيد : مرا خبر ده از كسى كه انكار كند امامي از شما را حال أو چيست ؟

--> ( 1 ) . كافى 1 / 183 ؛ محاسن 1 / 176 ؛ غيبت نعمانى 139 . ( 2 ) . كمال الدين 412 .