العلامة المجلسي
71
حياة القلوب ( فارسي )
آيهء ديگر آن است كه خدا مىفرمايد وَقالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ . أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ « 1 » وخلاصهء مضمونش آن است كه كفّار قريش گفتند كه : چرا اين قرآن نازل نشد بر مردى از دو قريه - كه مكة وطايف است - كه عظيم باشد از جهت جاه ومال مانند وليد بن مغيره وعروة بن مسعود ثقفى ؟ زيرا كه رسالت منصب عظيم است ولايق نيست مگر به مرد عظيمى ، وندانستهاند كه اين رتبهاى است روحاني واستدعاى عظمت نفس مىكند كه متحلّى باشد به فضايل قدسيّه نه حيازت زخارف دنيويّه ؛ پس حق تعالى فرمود كه : آيا ايشان مىخواهند كه قسمت كنند رحمت پروردگار تو را - كه پيغمبرى باشد - وبه هر كس كه خواهند مىدهند ؟ ما قسمت كرديم ميان ايشان معيشت ايشان را در زندگانى دنيا وبلند كرديم بعضي از ايشان را بر بالاى بعضي درجههاى بسيار ، وتفاوت قرار داديم در روزى ايشان براي آنكه بعضي از ايشان بعضي را به كار دارند در حوايج خود وميان ايشان الفت بهم رسد ونظام عالم به آن منتظم گردد ، ودر آن قسمت بر ما اعتراضى وارد نمىآيد ، ورحمت پروردگار تو كه پيغمبرى وتوابع آن است بهتر است از آنچه ايشان جمع مىكنند از أموال وأسباب دنيا . وحاصل اين آية آن است كه نبوت بهتر ومرتبهء أو بزرگتر است از مال ومعيشت دنيا ، وما قسمت آن را به اختيار ايشان نگذاشتيم بلكه خود تقسيم نموديم وبراي هر كس آنچه خواستيم مقرر داشتيم ، پس چون قسمت نبوت را با آن رفعت مكان وعظمت شأن به اختيار ايشان گذاريم وخود نظر توجه از آن برداريم ؟ وچون معلوم است كه مرتبهء امامت نظير مرتبهء نبوت است وبعد از نبوت هيچ نعمت ورحمتي جناب مقدس سبحانى را بر بندگان مثل امامت نيست ، پس هرگاه تقسيم معيشت دنيا را كه ادناى نعمتها است وعطاى نبوت را كه نظير امامت است به اختيار بندگان نگذارد بلكه به اراده واختيار خود مقرر
--> ( 1 ) . سورهء زخرف : 31 و 32 .