العلامة المجلسي
64
حياة القلوب ( فارسي )
فصل سوم در بيان آنكه امامت به نصّ خدا ورسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىباشد نه به بيعت واختيار مردم ، وآنكه واجب است بر هر امام كه نص كند بر امام بعد از خود وبعضي از دلايل اين مطلب در فصل أول مذكور شد بدان كه اجماع علماى اماميّه منعقد است بر آنكه امام مىبايد كه از جانب خدا ورسول منصوص باشد ؛ وعباسيّه مىگويند كه : يا به نص مىبايد يا ميراث ؛ وزيديّه مىگويند : يا به نص است يا به دعوت بسوى خود ؛ وكافهء أهل سنت مىگويند : يا به نص است يا به اختيار وبيعت أهل حل وعقد . ودلالت عقلية بر حقّيّت مذهب اماميّه بسيار است : دليل أول آنكه : معلوم شد كه امام مىبايد معصوم باشد ، وعصمت امرى است مخفى كه بغير از خدا كسى نمىداند ، پس مىبايد كه نص از جانب خدا باشد زيرا كه أو عالم است به عصمت . دليل دوم آن است كه : به حكم تتبّع عادات بني آدم وملاحظهء آثار طبايع خلق عالم عقلا را معلوم مىشود كه هرگاه ايشان را حاكمى زاجر وسلطاني قاهر نباشد كه ايشان را از ظلم وغضب واتّباع شهوات وارتكاب منهيّات بازدارد أكثر آدميان را داعيهء غلبه بر بنى نوع خود به وجه ظلم وتعدّى ودست درازى وغارت أموال وقتل نفوس بغير حق خواهد شد ، واين سبب أنواع فساد وهرج ومرج انتظام عالم وخلل در سلسلهء بني آدم مىشود ؛ ويقين است كه حق تعالى به اين خصال راضى نيست چنانكه مىفرمايد وَاللَّهُ لا يُحِبُّ