العلامة المجلسي

65

حياة القلوب ( فارسي )

الْفَسادَ « 1 » پس بر حق تعالى واجب است كه دفع فساد نمايد ، واين به حكم عادت نمىشود الّا به آنكه در هر زماني حكومت ورياست بني آدم به شخصي مفوّض شود كه از جادهء صلاح وطريق فلاح أصلا پا بيرون ننهد وبه مقتضاى شريعت ضبط مصالح معاش ومعاد كافّهء عباد نمايد ، وچنين شخصي امام است ، پس اگر حق تعالى در هر زماني تعيين امام نكند هرآينه به فساد راضى خواهد بود ، وفساد قبيح است ورضا به قبيح بر حق تعالى محال است . دليل سوم آن است كه : به عقل ونقل به ثبوت پيوسته كه شفقت ورأفت حق تعالى دربارهء عباد وهدايت ايشان به راه سداد وارشاد به صلاح معاش ومعاد بىغايت است چنانچه در چند موضع در قرآن فرموده است وَاللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ * « 2 » ودليل كمال رأفت ونهايت شفقت حضرت عزت با كافّهء بندگان خود آنكه در اصلاح جزئيات اعمال وافعال ، اهمال جايز نداشته ، چنانچه قاعدهء نوره كشيدن وشارب گرفتن وكيفيت داخل شدن بيت الخلا وبيرون آمدن واستنجا به آب وسنگ كردن وآداب جماع نمودن وأمثال آن از أمور جزئيّه را بالتمام والكمال بر زبان رسول ذو الرأفة والافضال به تفصيل اعلام بندگان خود كرده چنانچه بر كافّهء أنام ظاهر وباهر گشته ، ويقين است كه تعيين خليفه براي رسول كه بعد از أو ضبط شريعت ونسق قواعد دين وملت نمايد واز شرّ وفساد مخالفان وأمثال آن مردم را محافظت نمايد به چندين مرتبه اهمّ است از جزئيات مذكوره ، وچون حضرت بارى در آن أمور جزئيّه مساهله را جايز ندانسته چگونه در مثل اين امر خطير كه أعظم أركان دين است اهمال فرمايد ؟ پس يقين است كه تعيين خليفه كه حاكم بر جميع عباد باشد فرموده ، وبه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به تعيين امام وحى فرستاده ، واجماع مسلمانان منعقد است بر اينكه بر غير حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام نص نشده ، پس بايد كه آن حضرت به نص تعيين شده باشد .

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 205 . ( 2 ) . سورهء بقره : 207 ؛ سورهء آل عمران : 30 .