العلامة المجلسي
54
حياة القلوب ( فارسي )
وابن بابويه در كتاب خصال در تفسير اين آية گفته است كه : يعنى از براي امامت صلاحيّت ندارد كسى كه بت پرستيده باشد يا يك چشم بهم زدن شرك به خدا آورده باشد هر چند آخر مسلمان شود ؛ وظلم : گذاشتن چيزى است در غير موضعش « 1 » . وأعظم ظلم شريك از براي خدا قرار دادن است ، حق تعالى مىفرمايد إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ « 2 » ، وهمچنين امامت را شايسته نيست كسى كه مرتكب حرامى شود خواه صغيره وخواه كبيره هر چند بعد از آن توبه كند ، وأقامت حد نمىتواند كرد كسى كه بر أو حدّى لازم شده باشد ، پس امام البتة مىبايد معصوم باشد وعصمت أو را نمىتوان دانست مگر به نصّ خدا بر أو بر زبان پيغمبرش ، زيرا كه عصمت در ظاهر خلقت ظاهر نمىشود كه ديده شود مانند سياهى وسفيدى وأشباه اينها بلكه امر پنهانى است كه معلوم نمىشود مگر به اعلام خداوندى كه داناى غيبها است . وامّا اخبار پس أكثر آنها در مجلد أول گذشته . وابن بابويه در عيون أخبار الرضا به سند معتبر از امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : هر كه خواهد نظر كند به درخت ياقوت سرخى كه حق تعالى به دست قدرت خود كاشته است وچنگ در آن زند ، پس اعتقاد كند امامت علي عليه السّلام وامامان از فرزندان أو را ، بدرستى كه ايشان اختيار كرده وبرگزيدهء خدايند از ميان خلايق ومعصومند از هر گناهى وخطائى « 3 » . ودر أكثر كتبش به سند حسن از ابن أبي عمير روايت كرده است كه گفت : در مدت مصاحبتم با هشام بن الحكم از أو استفاده نكردم سخنى كه بهتر باشد از اين سخن : روزى از أو پرسيدم كه امام آيا معصوم است ؟ گفت : بلى . گفتم : به چه دليل توان دانست كه أو معصوم است ؟
--> ( 1 ) . خصال 310 ؛ معاني الأخبار 131 . ( 2 ) . سورهء لقمان : 13 . ( 3 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 57 ؛ امالى شيخ صدوق 467 .