العلامة المجلسي

490

حياة القلوب ( فارسي )

وعلي بن إبراهيم روايت نموده است كه : اين مثل براي أمير المؤمنين وأئمة عليهم السّلام وغاصبان حقّ ايشان است - زيرا كه أمير المؤمنين وأئمة عليهم السّلام امر مىكردند مردم را به عدالت در أقوال وافعال ، وبر راه راست بودند وطريق حق با ايشان بود ، وأولى ودومى وساير ائمهء جور لآل بودند از بيان حق وهدايت خلق وهيچ امر از أمور خدا از ايشان متمشّى نمىشد - چگونه اينها با آنها برابر باشند ؟ « 1 » وبنابراين تأويل ممكن است كه مراد از آقا ، خدا باشد يا حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم زيرا كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به هر جنگى كه آنها را فرستاد گريختند وهيچ امر خيرى بر دست ايشان جارى نشد ؛ وانطباق اين تفسير بر آية از تفاسير ديگر بيشتر است به جهات بسيار . سوم : وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا . وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا « 2 » يعنى : « وفا كنيد به عهد وپيمان بدرستى كه از عهد سؤال خواهند كرد در قيامت ، وتمام نمائيد پيمانه را چون كيل نمائيد وبسنجيد به ترازوى درست ، آن بهتر ونيكوتر است از جهت تأويل وعاقبت » . سيّد ابن طاووس از تفسير ابن ماهيار روايت كرده است از حضرت كاظم از پدرش عليهما السّلام كه : مراد به عهد ، آن عهدي است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر مردم گرفت در مودّت ما أهل بيت وأطاعت جناب أمير عليه السّلام وآنكه مخالفت أو نكنند وبر أو پيشى نگيرند در خلافت وقطع رحم أو نكنند ، وخبر داد ايشان را كه در قيامت سؤال خواهد كرد خدا از ايشان كه با أهل بيت پيغمبر عليهم السّلام وبا كتاب خدا چه كردند ؛ ومراد به قسطاس ، امام است كه به عدالت در ميان مردم سلوك مىكند ، وحكم أئمة عليهم السّلام ميزان عدل است لهذا فرمود كه « أو بهتر است وتأويلش نيكوتر » يعنى أو بهتر مىداند تأويل قرآن را وأو مىداند كه چگونه حكم كند در ميان مردم « 3 » . ومؤيد اين است آنچه كلينى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 387 . ( 2 ) . سورهء اسراء : 34 و 35 . ( 3 ) . اليقين 296 .