العلامة المجلسي

479

حياة القلوب ( فارسي )

ضمير فاعل فَأَتَمَّهُنَّ راجع به خدا باشد يعنى : خدا تمام كرد امامت را تا آخر ايشان كه حضرت قائم عليه السّلام است . هفتم : فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأَهْلَها « 1 » يعنى : « پس فرستاد خدا آرام واطمينان قلب را بر رسول خود وبر مؤمنان ولازم گردانيد آنها را كلمهء تقوى ، وبودند سزاوارتر به آن كلمه وأهل آن » ، وكلمهء تقوى كلمه‌اى است كه ايشان را نگه مىدارد از عذاب الهى ، يا كلمه‌اى است كه پرهيزكاران آن را اختيار مىكنند ؛ بعضي گفته‌اند كه آن كلمهء طيبهء لا اله الا اللّه است ، وأقوال ديگر نيز هست « 2 » ، وأحاديث بسيار وارد شده است كه آن ولايت حضرت أمير عليه السّلام است « 3 » . چنانكه شيخ مفيد از حضرت امام محمد باقر عليهما السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : بدرستى كه خدا عهدي كرد بسوى من ، گفتم : پروردگارا ! بيان كن از براي من ، فرمود : بشنو ، گفتم : مىشنوم ، فرمود : يا محمد ! على رايت وعلامت راه هدايت است بعد از تو وپيشواى دوستان من است ونوري است براي هر كس كه أطاعت من كند ، واوست كلمه‌اى كه لازم متقيان گردانيده‌ام ، هر كه أو را دوست دارد مرا دوست داشته وهر كه أو را دشمن دارد مرا دشمن داشته است ، پس بشارت ده أو را به آنچه گفتم « 4 » . وكلينى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : كلمهء تقوى ، ايمان است « 5 » . ودر خصال از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت نموده است كه در آخر خطبه فرمود : مائيم كلمهء تقوى « 6 » .

--> ( 1 ) . سورهء فتح : 26 . ( 2 ) . تفسير تبيان 9 / 334 ؛ مجمع البيان 5 / 126 ؛ تفسير طبري 11 / 364 - 366 . ( 3 ) . اليقين 291 ؛ تأويل الآيات الظاهرة 2 / 595 . ( 4 ) . امالى شيخ طوسي 245 به نقل از شيخ مفيد ؛ همچنين رجوع شود به مناقب ابن المغازلي 94 وحلية الأولياء 1 / 66 - 67 . ( 5 ) . كافى 2 / 15 . ( 6 ) . خصال 432 .