العلامة المجلسي
36
حياة القلوب ( فارسي )
دوم آنكه : خدا را به شباهت مخلوقات نمىتوان شناخت به آنكه أو را تشبيه كنند به نور كواكب يا صفات كماليّه را به نحوى كه در مخلوقات هست براي أو اثبات نمايند ، وخلق را به خدا مىتوان شناخت به سبب آنكه أو ايشان را آفريده وظاهر ساخته به آنكه علوم ومعارف وحقايق أشياء همه از جانب خدا بر خلق فايض مىگردد . سوم آنكه : كمال معرفت حق تعالى وصفات كماليّهء أو را بدون وحى والهام نمىتوان دانست ، ومعرفت رسالت رسل وامامت أئمة را باز به وحى الهى مىتوان دانست . چهارم : وجود الهى را به گفتهء أنبياء ورسل وأئمة نمىتوان دانست والّا دور لازم مىآيد ، بلكه خدا را به عقلي كه عطا كرده وبه آياتي كه در آفاق وأنفس بر وجود وصفات كماليّهء خود أقامت نموده مىتوان شناخت ، وحقّيّت أنبياء ورسل را به معجزات كه بر دست ايشان جارى كرده مىتوان دانست ، وتفاصيل آن معاني با معاني ديگر كه مىتوان گفت در بحار الأنوار مذكور است ؛ ودليلي كه منصور بن حازم بر وجود امام وحقّيّت ائمهء حق بيان كرده متينترين دلايل است وحاصلش آن است كه معلوم است كه حق تعالى اين خلق را عبث نيافريده ، واگر تكليفي نباشد واين خلايق را خلق كرده باشد كه مانند حيوانات بخورند وبياشامند وبگردند ونشئهء ديگر نباشد كه غرض استحقاق مثوبات ابدى آن نشأه باشد هرآينه اين خلق عبث خواهد بود زيرا كه المهاى اين دنياي فانى بر راحتش زيادتى مىنمايد وهيچ لذتى نيست در دنيا كه مقرون به چندين ألم نباشد ، زيرا كه يكى از لذات خوردن وآشاميدن است وغالب خلق را مشقّت بسيار در تحصيل آنها بايد كشيد وبعد از خوردن وآشاميدن غالب أوقات مورث دردها وآزارها مىگردد ، وهمچنين تحصيل لباس ومسكن متضمن أنواع مشقّتهاست تا آنكه تمتع قليلي از آنها ببرند ، وهمچنين زوجه به لذت قليلي كه از أو برند أنواع ألم از نفقه وكسوت أو وتحصيل ضروريات أو وسوء معاشرت أو بايد متحمل شد ، واگر دابهاى براي سواري تحصيل كند به اندك راحتى ولذتى كه از سواري آن يابد أنواع آزارها از حفظ آن وتربيت آن وتحصيل ما يحتاج آن مىكشد ، واگر مال دنيا است به اندك توهّم لذتى كه نادر است ، خود از آن منتفع شود أنواع تعبها در تحصيل وحفظ آن از استيلاء دزدان وظالمان بايد ديد ، بلكه همهء