العلامة المجلسي
37
حياة القلوب ( فارسي )
لذات دنيا دفع ألم چند است چنانچه خوردن دفع ألم گرسنگى ، وآشاميدن دفع ألم تشنگى ، وجماع كردن دفع آزار شهوت ومنى است كه در اوعيه جمع مىشود ، وهمچنين ساير لذات بر اين قياس است وجميع اين لذات توهّمى با علم به آنكه اين نشأه فانى است ومرگ البتة مىآيد وهر يك از اينها در معرض فنا وزوال است ، منغّص ومكدّر مىگردد ، وبعينه مثل آن خواهد بود كه شخصي جمعى را به ضيافت بياورد ودر خانهء خرابى كه مشرف بر انهدام باشد وآنا فآنا مترصد آن باشند كه آن خانه بر سر ايشان فرود آيد ، وطعامي كه نزد ايشان آورد به خاك وخاشاك بسيار آلوده باشد وهر لقمه كه خواهند بردارند چندين مار وعقرب وزنبور بر دست ودهان ايشان زنند ، واين خانه مملوّ باشد از شير وپلنگ وببر وأنواع درندهها كه قصد جان ايشان كنند وخواهند لقمهها را از ايشان بگيرند ، چنين ضيافتى اگر مقصود محض خوردن اين لقمهها باشد جميع عقلاء مذمّت خواهند كرد چنانكه حق تعالى فرموده است أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ « 1 » يعنى : « آيا گمان مىكنيد كه ما شما را عبث آفريدهايم وآنكه شما در قيامت بسوى ما باز نخواهيد گرديد » ، زيرا كه دلالت مىكند بر آنكه اگر بازگشت قيامت وثواب وعقاب نباشد ، خلق ايشان عبث وبىفايده خواهد بود ، پس معلوم شد كه خلق ايشان براي نشئهء ديگر است ومعلوم است كه تحصيل آن نشأه به هر عملي نمىتواند شد ، پس بايد كه حق تعالى راهنمايانى نصب نمايد كه طريق تحصيل مثوبات اخروى را از معرفت وعبادت ، تعليم ايشان نمايد ، ودر زمان أنبياء ايشان راهنمايانند ، وبعد از ايشان احتياج به حافظ شريعت واستنباط كنندهء احكام از قرآن مجيد حاصل است ، وهر دليلي كه بر عصمت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلم أو به جميع احكام شريعت وساير صفات پيغمبر دلالت مىكند ، دلالت بر وجود اين صفات در امام مىكند ، وعصمت وكمال علم را بغير از حق تعالى كسى نمىداند ، پس البتة بايد از جانب خدا منصوب ومنصوص باشد ، وبه اتفاق امّت غير از أمير المؤمنين عليه الصلاة والسلام كسى نص بر أو نشده است پس بايد
--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون : 115 .