العلامة المجلسي
224
حياة القلوب ( فارسي )
رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ « 1 » كه فرمود : يعنى آل محمد وايشانند كه استنباط مىكنند از قرآن ، وحلال وحرام را از آن مىدانند ، وايشانند حجت خدا بر خلق « 2 » . وأيضا از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده كه : أولو الامر در اين آية أئمة عليهم السّلاماند « 3 » . وابن شهرآشوب در مناقب گفته است كه : امّت در تفسير آيهء يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ بر دو قولند : أول آنكه أولو الامر ، ائمهء مايند ؛ دوم آنكه امراى لشكرند . وهرگاه يكى باطل شود ديگرى ثابت مىشود ، والّا لازم مىآيد كه حق از امّت خارج باشد ، ودليل بر آنكه مراد ائمهء ما عليهم السّلاماند آن است كه ظاهر آية اقتضاى عموم أطاعت أولو الامر مىكند از اين جهت كه عطف فرموده است امر به طاعت ايشان را بر امر به طاعت خود وطاعت رسول خود ، وچنانچه أطاعت خدا ورسول عام است ودر همه چيز واجب است بايد كه أطاعت ايشان نيز عام باشد ، واگر خاص مىبود به امر مخصوصى مىبايست كه بيان فرمايد ، وهرگاه وجوب أطاعت ايشان در همه چيز ثابت شد پس امامت ايشان نيز ثابت شد زيرا كه معنى امامت همين است ، وهرگاه آية اقتضاى وجوب أطاعت أولو الامر در همه چيز كند بايد كه معصوم باشند والّا لازم آيد كه حق تعالى امر به قبيح كرده باشد زيرا كه غير معصوم مأمون نيست از آنكه امر به قبيح كند يا قبيحى از أو صادر شود ، وهرگاه قبيحى از أو صادر شود متابعت أو در آن امر قبيح ، قبيح خواهد بود ؛ پس مراد ، امراى لشكر نمىباشند زيرا كه به اتفاق عصمت ايشان شرط نيست وخصوصيت امراء از آية فهميده نمىشود . وبعضي گفتهاند : أولو الامر علماى امّتند ، واين نيز باطل است زيرا كه ايشان در رأيها اختلاف دارند وأطاعت بعضي موجب معصيت ديگرى است ، وحق تعالى به چنين چيزى امر نمىفرمايد .
--> ( 1 ) . سورهء نساء : 83 . ( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 260 . ( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 260 ؛ تفسير تبيان 3 / 273 ؛ مجمع البيان 2 / 82 .