العلامة المجلسي

225

حياة القلوب ( فارسي )

وأيضا حق تعالى وصف نموده است أولو الامر را به صفتي كه دلالت بر علم وامارت هر دو مىكند در آن آية كه فرموده است وَإِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ پس امن وخوف را رد كرده است به امرا ، واستنباط را به علماء ، واين هر دو جمع نمىشود مگر در أميري كه عالم باشد . وشعبى گفته است كه : ابن عباس مىگفت كه : ايشان امراى لشكرهايند وعلي عليه السّلام أول ايشان است . وحسن بن صالح از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد از تفسير أولو الامر ، فرمود كه : ايشان امامان از أهل بيت رسولند . ومجاهد در تفسيرش گفته است كه : اين آية در شأن أمير المؤمنين عليه السّلام نازل شده است در هنگامى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أو را خليفه وجانشين خود گردانيد در مدينه ، وحضرت أمير عليه السّلام گفت : يا رسول اللّه ! به جنگ مىروى ومرا در ميان زنان وكودكان مىگذارى ؟ حضرت فرمود كه : يا علي ! آيا راضى نيستى كه نسبت به من به منزلهء هارون باشى از موسى در وقتي كه موسى به هارون گفت اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ « 1 » يعنى : « خليفهء من باش در ميان قوم من واصلاح كن در ميان ايشان » ، حضرت أمير عليه السّلام فرمود : بلى واللّه ؛ پس نازل شد وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ يعنى علي بن أبي طالب عليه السّلام كه حق تعالى امر امّت را به أو گذاشت بعد از محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وأو را خليفه نمود در مدينه ، پس امر كرد خداوند بندگان را كه أطاعت أو را لازم شمارند ومخالفت أو نكنند . وفلكى در ابانه روايت نموده است كه : اين آية در وقتي نازل شد كه شكايت كرد أبو برده از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام . تا اينجا كلام ابن شهرآشوب بود « 2 » . امّا آيهء سوم : ابن شهرآشوب وعياشى وغير ايشان روايت كرده‌اند به سندهاى معتبر از

--> ( 1 ) . سورهء أعراف : 142 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 3 / 19 - 21 .