العلامة المجلسي

181

حياة القلوب ( فارسي )

تفسير اين آية قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ « 1 » فرمود كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از قومش سؤال كرد كه أقارب أو را دوست دارند وآزار نرسانند به ايشان ، پس اين آية نازل شد كه : آن مزدى كه سؤال كرده‌ام از شما ثوابش ومنفعتش به شما عايد مىشود « 2 » . ودر كافى ومناقب ابن شهرآشوب وقرب الإسناد به سندهاى صحيح روايت كرده‌اند كه حضرت صادق عليه السّلام از مؤمن الطاق پرسيد كه : به بصره رفته‌اى ؟ گفت : بلى ، فرمود : سرعت مردم را در امر تشيع ودخول ايشان در دين حق چگونه ديده‌اى ؟ گفت : واللّه كه بسيار كم است ، بعضي از ايشان ميل مىكردند امّا بسيار كم ، فرمود كه : بر تو باد به جوانان كه به هر چيزى مسارعت ايشان بيشتر است از پيران ؛ پس فرمود : چه مىگويند أهل بصره در اين آية قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؟ گفت : فداى تو شوم مىگويند اين آية از براي خويشان حضرت رسول است واز براي أهل بيت أو ، فرمود كه : نازل نشده است مگر در شأن ما أهل بيت : حسن وحسين وعلى وفاطمه كه أصحاب عبايند « 3 » . ودر قرب الإسناد واختصاص به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : چون آيهء قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ * تا آخر آية بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد آن حضرت در ميان ايشان ايستاد وفرمود : أيها الناس ! بدرستى كه حق تعالى واجب نموده است از براي من بر شما فرضى ، آيا ادا مىكنيد آن را ؟ هيچ‌يك از ايشان جواب نگفتند ؛ پس حضرت برگشت وروز ديگر آمد وايستاد وهمان سخن را اعاده كرد ، وجواب نگفتند ؛ در روز سوم نيز چنين كرد وهيچ‌يك از آنها جواب نگفتند ؛ پس حضرت فرمود كه : از طلا ونقره نيست وخوردن وآشاميدن نيست ، ايشان گفتند : پس بگو ، فرمود كه : حق تعالى اين آية را فرستاده است ، گفتند : اگر اين است قبول داريم واداى آن مىكنيم ومودّت أهل بيت تو را بر خود واجب مىگردانيم . پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : بخدا سوگند كه وفا به اين عهد نكرده مگر هفت

--> ( 1 ) . سورهء سبأ : 47 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 204 . ( 3 ) . كافى 8 / 93 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 4 / 6 با اختلاف ؛ قرب الإسناد 128 .