العلامة المجلسي

846

حياة القلوب ( فارسي )

طعام وآب براي آن حضرت مىبرد وسه راحله براي آن حضرت وأبو بكر ودليل ايشان رقيد تهيه نمود ، پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را در مكة گذاشت كه أمانتها وقرضهاى مردم را ادا كند - زيرا كه قريش آن حضرت را پيوسته در جاهليت به امانت وديانت مىشناختند وأو را محمد امين مىگفتند وامانت بسيار به آن جناب مىسپردند ، وهمچنين هر كه در موسم به مكة مىآمد أمانتها نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به وديعه مىسپردند وبعد از بعثت نيز آن جناب را چنين مىدانستند - وفرمود كه : هر بامداد وپسين در ابطح ندا كن به آواز بلند كه هر كه را نزد محمد أمانتي يا وديعه‌اى هست بيايد واز من بگيرد وامانتهاى مردم را علانيه به مردم بده وتو را خليفهء خود مىگردانم بر دختر خود فاطمه وهر دو را به خدا مىسپارم ، وفرمود كه : راحله‌ها براي خود وفاطمهء زهرا وفاطمه مادر خود وهر كه عازم باشد بر هجرت از بني هاشم ابتياع نما ؛ وآن حضرت را وصيتها كرد وفرمود كه : چون فرموده‌هاى ما را بعمل آورى تهيهء هجرت بسوى خدا ورسول بكن وچون نامهء من به تو رسد بىتوقف روانه شو ومكث مكن . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم متوجه مدينه شد وعبد اللّه بن أريقط چون به نزديك غار آمد براي گوسفند چرانيدن ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : اى پسر أريقط ! اگر سرّ خود را به تو بسپارم محافظت مىنمائى وما را از راه غير متعارف به مدينه مىبرى ؟ ابن أريقط گفت : از تنيدن عنكبوت وآشيان كبوتران دانستم تو پيغمبر خدائى وبه تو ايمان آوردم وتو را حراست مىنمايم وبه هر سو كه روى رفاقت تو مىنمايم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : مىخواهم مرا به جانب مدينه برى ، گفت : به جان قبول كردم وتو را از راهى به مدينه مىبرم كه هيچ‌كس تو را نبيند ؛ پس متوجه مدينه گرديدند « 1 » . وشيخ طوسي روايت كرده است كه : در شب پنجشنبه أول ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم متوجه غار گرديد ودر آن شب جناب أمير المؤمنين عليه السّلام در فراش

--> ( 1 ) . رجوع شود به امالى شيخ طوسي 467 وإعلام الورى 63 .