العلامة المجلسي
844
حياة القلوب ( فارسي )
از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : مراد از كلمهء كافران ، سخنان كفرآميز أبو بكر است « 1 » كه از روى عدم ايمان ويقين در غار مىگفت واز عدم ايمان أو آن بود كه خدا سكينه را بر پيغمبر فرستاد وبر أو نفرستاد وحال آنكه در هر جاى قرآن كه ذكر سكينه شده مؤمنان را نيز ياد كرده است ، چون در اينجا مؤمني با آن حضرت نبود لهذا در نسبت سكينه اقتصار بر آن حضرت نموده . مؤلف گويد كه : همين آية براي عدم ايمان أو كافى است كه در خدمت پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود واين قدر مىترسيد ، وأمير المؤمنين عليه السّلام در زير صد شمشير خوابيد وپروا نكرد وديگر آن قدر آزار به آن حضرت رسانيد وحق تعالى أو را از سكينه كه از لوازم ايمان ويقين است محروم گردانيد ، چنانكه در بصائر الدرجات وكتب ديگر از حضرت امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كردهاند كه : چون أبو بكر در غار اضطراب بسيار مىكرد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم براي تسلّى أو فرمود كه : من الحال مىبينم كشتى جعفر وأصحاب أو را كه در دريا حركت مىكند ومىبينم گروه أنصار را كه در مجالس خود ودر خانههاى خود نشستهاند وسخن مىگويند ، أبو بكر گفت : اگر مىبينى ايشان را به من نيز بنما ، پس حضرت دست بر ديدهء آن بىبصيرت كشيد ، وچون نظر كرد وآنچه حضرت فرموده بود ديد در خاطر خود گذرانيد كه : الحال تصديق كردم كه تو جادوگرى « 2 » . وقطب راوندى وديگران روايت كردهاند كه : چون كفار قريش به نزديك غار رسيدند أبو بكر اضطراب را از حد گذرانيد وخواست كه بيرون آيد وبه ايشان ملحق شود چنانكه در باطن با ايشان بود ، پس يكى از قريش رو به غار نشست كه بول كند أبو بكر گفت كه : اين مرد ما را ديد ، حضرت فرمود كه : خدا نمىگذارد كه ما را ببيند واگر ما را مىديد عورت خود را رو به ما نمىگشود ، وحضرت فرمود كه : مترس خدا با ماست وايشان به ما ضررى نمىتوانند رسانيد ؛ وچون به اين سخنان جزع آن بىايمان تسكين نيافت
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 89 . ( 2 ) . بصائر الدرجات 422 ؛ تفسير قمى 1 / 290 ؛ كافى 8 / 262 .