العلامة المجلسي

840

حياة القلوب ( فارسي )

وبعد از من پيمانهاى مرا نشكنى ومخالفت وصى وخليفهء من نكنى براي تو نيز ثواب عظيم خواهد بود ؛ پس براي اتمام حجت فرمود : اى أبو بكر ! نظر كن به آفاق آسمان ، چون نظر كرد ملكي چند ديد از آتش كه بر اسبان آتشى سوار بودند ونيزه‌هاى آتشى در دست داشتند وهر يك ندا مىكردند : يا محمد ! ما را در باب مخالفان خود مأمور گردان تا ايشان را ريزه ريزه كنيم . پس فرمود : اى أبو بكر ! گوش بدار به جانب زمين ؛ پس از زمين صدا شنيد كه : يا محمد ! امر كن مرا در حقّ دشمنان خود تا آنچه فرمائى بعمل آورم . پس فرمود : اى أبو بكر ! به جانب كوهها گوش دار ، چون گوش داد شنيد از كوهها صدا مىآمد كه : يا محمد ! ما را در حقّ دشمنان خود مأمور گردان تا ايشان را هلاك كنيم . پس فرمود : اى أبو بكر ! گوش ده به جانب درياها ، پس درياها به نزد آن حضرت حاضر شدند واز موجهاى آنها صدا شنيد كه : يا محمد ! هر حكم كه در باب دشمنان خود بفرمائى أطاعت مىكنيم . پس از آسمان وزمين وكوهها ودرياها صدا بلند شد كه : يا محمد ! پروردگار تو تو را امر نكرده است به داخل شدن غار براي عاجز بودن تو از كفار وليكن مىخواهد كه بندگان خود را امتحان كند وخبيث وطيّب ايشان را از يكديگر جدا كند به حلم وصبر تو از ايشان ، يا محمد ! هر كه وفا كند به عهد وپيمان تو از رفيقان تو خواهد بود در بهشت وهر كه پيمان تو را بشكند با شيطان قرين خواهد بود در طبقات جهنم . پس حضرت فرمود : يا علي ! تو بمنزلهء گوش وچشم وجان منى وتو را چنان دوست مىدارم كه كسى كه بسيار تشنه باشد آب را دوست دارد ؛ پس فرمود : اى أبو الحسن ! رداى مرا بر خود بپوش وچون كافران بسوى تو بيايند وبا تو سخن بگويند به توفيق الهى جواب ايشان بگو . پس چون أبو جهل وساير مشركان با شمشيرهاى برهنه آمدند ، أبو جهل گفت : در خواب بر أو شمشير مزنيد كه أو ألم شمشير را چنانكه بايد نيابد وليكن سنگها بر أو بزنيد تا أو بيدار شود پس أو را بكشيد ؛ وچون سنگهاى گران به جانب أمير مؤمنان انداختند سر