العلامة المجلسي

320

حياة القلوب ( فارسي )

وداناتر وبردبارتر وشجاع‌تر وعادلتر ومهربانتر بود ، وهرگز دستش به دست زنى نرسيد كه بر أو حلال نباشد ، وسخىترين مردم بود ، هرگز دينار ودرهمى نزد أو نماند واگر از عطايش چيزى زياد مىآمد وشب مىرسيد قرار نمىگرفت تا آن را به مصرفش مىرسانيد ، وزيادة از قوت سال خود هرگز نگاه نمىداشت وباقي را در راه خدا مىداد ، وپست‌ترين طعامها را نگاه مىداشت مانند جو وخرما ، وهرچه مىطلبيدند عطا مىفرمود ، واز قوت سال خود ايثار مىفرمود ، وبر زمين مىنشست وبر زمين طعام مىخورد وبر زمين مىخوابيد ، ونعلين وجامهء خود را پينه مىكرد ، ودر خانه را خود مىگشود وگوسفند را خود مىدوشيد وپاى شتر را خود مىبست ، وچون خادم از گردانيدن آسيا مانده مىشد مدد أو مىكرد ، وآب وضو را به دست خود حاضر مىكرد در شب ، وپيوسته سرش در زير بود ، ودر حضور مردم تكيه نمىنمود ، وخدمتهاى أهل خود را مىكرد ، وبعد از طعام انگشتان خود را مىليسيد ، وهرگز آروغ نزد ، وآزاد وبنده كه آن حضرت را به ضيافت مىطلبيدند أجابت مىنمود اگر چه از براي پاچهء گوسفندى بود ، وهديه را قبول مىنمود اگر چه يك جرعهء شير بود ، وتصدّق را نمىخورد ، ونظر بر روى مردم بسيار نمىكرد ، وهرگز از براي دنيا به خشم نمىآمد واز براي خدا غضب مىكرد ، واز گرسنگى گاهى سنگ بر شكم مىبست ، وهرچه حاضر مىكردند تناول مىنمود وهيچ چيز را رد نمىفرمود ، برد يمنى مىپوشيد وجبّهء پشم مىپوشيد ، وجامه‌هاى آكنده از پنبه وكتان مىپوشيد ، وأكثر جامه‌هاى رسول خدا سفيد بود ، وعمامه بر سر مىبست وابتداى پوشيدن جامه از جانب راست مىنمود ، وجامهء فاخرى داشت كه مخصوص روز جمعه بود ، وچون جامهء نو مىپوشيد كهنه را به مسكينى مىبخشيد ، وعبائى داشت كه به هر جا مىرفت دوته مىكرد وبه زير خود مىافكند ، وانگشتر نقره در انگشت كوچك دست راست مىكرد ، وخربزه را دوست مىداشت ، واز بوهاى بد كراهت داشت ، ووقت هر وضو ساختن مسواك مىكرد ، وگاه بندهء خود را وگاه ديگرى را در عقب خود رديف مىكرد ، وبر هرچه ميسّر مىشد سوار مىشد گاه أسب وگاه استر وگاه درازگوش بىپالان وزين سوار مىشد ، وپياده وپاى برهنه بىردا وعمامه گاه‌گاهى راه مىرفت ، وبه اقصاى