العلامة المجلسي
31
حياة القلوب ( فارسي )
سجده در آئيد نزد أو ؛ پس ملائكة جسد آدم را برگرفتند وبر در بهشت گذاشتند ومنتظر فرمان حق تعالى بودند كه هرگاه مأمور گردند به سجود ، سجده كنند ، پس حق تعالى امر نمود روح آدم را كه داخل بدن أو شود ؛ روح مكان تنگى ديد واز داخل شدن امتناع نمود ، حق تعالى امر كرد : به كراهت داخل شو وبه كراهت بيرون بيا . چون روح به چشمها رسيد آدم جسد خود را مىديد وصداى تسبيح ملائكة را مىشنيد ؛ چون به دماغش رسيد عطسهاى كرد وخدا أو را به سخن آورد وگفت « الحمد للّه » وآن أول كلمهاى بود كه آدم به آن تكلم نمود ، حق تعالى به أو وحى فرمود كه : رحمك اللّه اى آدم ! براي رحمت تو را خلق كردهام ورحمت خود را براي تو وفرزندان تو مقرر كردهام هرگاه بگويند مثل آنچه تو گفتى ؛ پس به اين سبب دعا كردن براي عطسهكننده سنّت شد ، وهيچ چيز بر شيطان گرانتر نيست از دعا كردن براي عطسهكننده . چون آدم نظر كرد بسوى بالا ديد بر عرش نوشته است « لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه » وأسماء أهل بيت آن حضرت را ديد كه بر عرش نوشته است ، چون روح به ساقش رسيد قبل از آنكه به قدمهايش برسد خواست برخيزد ، نتوانست ، وبه اين سبب خدا فرموده است خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ « 1 » يعنى : « آفريده شده است انسان از تعجيل كردن در أمور » . واز حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : روح صد سال در سر آدم بود ، وصد سال در سينه ، صد سال در پشت ، صد سال در رانها ، صد سال در ساقها وصد سال در قدمهاى أو بود ؛ چون آدم درست ايستاد خدا امر كرد ملائكة را به سجود واين بعد از ظهر روز جمعه بود ، پس در سجده بودند تا وقت عصر ، پس آدم از پشت خود صدائى شنيد كه تسبيح وتقديس الهى مانند صداى مرغان مىكرد ، گفت : پروردگارا ! اين چه صدا است ؟ فرمود : اى آدم ! اين تسبيح محمد عربى است كه بهترين اولين وآخرين است ، پس سعادت براي كسى است كه أو را متابعت وأطاعت كند وشقاوت براي كسى است كه
--> ( 1 ) . سورهء أنبياء : 37 .