العلامة المجلسي
281
حياة القلوب ( فارسي )
دستهاى مبارك را مىگردانيد وحركت مىداد وگاه دست راست را به دست چپ مىزد ، وچون به خشم مىآمد از براي خدا بسيار مبالغه واهتمام مىنمود ، وچون شاد مىشد ديده بر هم مىگذاشت وبسيار اظهار فرح نمىكرد ، وأكثر خنديدن آن حضرت تبسّم بود وكم بود كه صداى خندهء آن حضرت ظاهر شود ، وگاه دندانهاى نورانيش مانند دانههاى تگرگ ظاهر مىشد در خنديدن . وچون به خانه مىرفت أوقات شريف خود را سه قسمت مىكرد : جزئي براي عبادت حق تعالى ؛ وجزئي براي زنان وأهل خود ؛ وجزئي براي خود . وجزئي كه براي خود گذاشته بود بر مردم قسمت مىنمود وهيچ از ايشان ذخيرة نمىفرمود وأول صرف خواص مىكرد وبعد از آن مشغول عوام مىگرديد ، وهر كس را به قدر علم وفضيلت در دين زيادتى مىداد ودرخور احتياج متوجه ايشان مىشد ، وآنچه به كار ايشان مىآمد وموجب صلاح امّت بود براي ايشان بيان مىفرمود ، ومكرر مىفرمود كه : حاضران آنچه از من مىشنوند به غايبان برسانند ، ومىفرمود كه : برسانيد به من حاجت كسى را كه حاجت خود را به من نتواند رسانيد بدرستى كه هركه برساند به سلطاني حاجت كسى را كه قادر بر رسانيدن حاجت خود نباشد حق تعالى قدمهاى أو را در قيامت ثابت گرداند . وبغير از اين نوع سخنان فايدهمند نزد آن حضرت سخنى مذكور نمىشد ، وكسى را بر لغزش وخطاى سخن مؤاخذه نمىفرمود ، وصحابه داخل مىشدند به مجلس آن حضرت طلب كنندگان علم ومتفرق نمىشدند مگر آنكه از حلاوت علم وحكمت چشيده بودند ، وچون بيرون مىآمد سخن بىفايده نمىفرمود ، ودلدارى مردم مىنمود واز ايشان نفرت نمىفرمود ، وكريم هر قومي را گرامى مىداشت وأو را بر آن قوم والى مىگردانيد ، واز شرّ مردم در حذر بود امّا از ايشان كناره نمىكرد وخوشروئى وخوشخوئى را از ايشان دريغ نمىداشت ، وجستجوى أصحاب خود مىنمود وأحوال ايشان مىگرفت ، واز مردم مىپرسيد آنچه شايع است در ميان ايشان ونيك را تحسين مىنمود وتقويت مىفرمود وبد را قبيح مىنمود وسعى در قلع آن مىفرمود . امورش همه معتدل بود وافراط وتفريط واختلاف در كارهايش نبود ، وهرگز از