العلامة المجلسي

218

حياة القلوب ( فارسي )

ورقيه وزينب وأم كلثوم از أو بهم رسيده‌اند وخدا رحم تو را عقيم كرده است كه هيچ فرزند از تو بهم نمىرسد « 1 » . ودر حديث موثق ديگر از آن حضرت منقول است كه : چون خديجة از دنيا رفت فاطمه عليها السّلام برگرد پدر بزرگوار خود مىگرديد ومىگفت : اى پدر ! مادر من كجاست ؟ پس جبرئيل نازل شد وگفت : پروردگارت تو را امر مىكند كه فاطمه را سلام برسانى وبگوئى كه مادر تو در خانه‌اى است از نى كه كعب آنها از طلا است وبه جاى پى عمودها از ياقوت سرخ است وخانهء أو در ميان خانهء آسيه ومريم دختر عمران است ؛ چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيغام حق تعالى را به فاطمه عليها السّلام رسانيد فاطمه گفت : خدا است سالم از نقصها واز اوست سلامتيها وبسوى أو برمىگردد تحيّتها « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : چون جبرئيل مرا به معراج برد وبرگردانيد گفتم : اى جبرئيل ! آيا تو را حاجتي هست ؟ گفت : حاجت من آن است كه خديجة را از جانب خدا واز جانب من سلام برسانى . پس چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سلام جبرئيل را رسانيد خديجة گفت : خدا را است سلام واز اوست سلام وبسوى اوست سلام وبر جبرئيل باد سلام « 3 » . ودر روايت ديگر منقول است كه : هرگاه جبرئيل نازل مىشد وخديجة حاضر نبود أو را سلام مىرسانيد . ودر حديث ديگر منقول است كه : روزى جبرئيل بر آن حضرت نازل شد وگفت : اينك خديجة مىآيد وبراي تو نان وطعام وآشاميدنى مىآورد ، چون بيايد از جانب پروردگار واز جانب من أو را سلام برسان وبشارت ده أو را كه خدا براي أو در بهشت خانه‌اى از قصبهاى جواهر ساخته است كه در آن خانه تعب وآزارها نمىباشد .

--> ( 1 ) . خصال 405 . ( 2 ) . امالى شيخ طوسي 175 ؛ خرايج 2 / 529 . ( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 279 .