العلامة المجلسي
196
حياة القلوب ( فارسي )
گشود صومعة براي تعظيم آن حضرت بلرزيد وخم شد ، راهب چون اين حال را مشاهده كرد شهادت گفته اقرار به پيغمبرى آن حضرت نموده گفت : چشم أو احتياج به معالجهء من ندارد ونابينايان همه از بركت أو بينا خواهند شد ، اى شيخ ! بدان كه اين بزرگ عرب است وسيد پيشينيان وآيندگان است وشفاعت كنندهء روز جزاست وملائكهء مقرّبان أو را يارى خواهند كرد وحق تعالى أو را امر خواهد كرد به قتال كافران وبه نصرت الهى هميشه منصور خواهد بود ودشمنترين مردم براي أو أقوام أو خواهند بود واگر من زمان أو را دريابم البتة أو را يارى نمايم . چون هنگام وفات عبد المطّلب شد آن حضرت را به أبو طالب وصيت نمود ومبالغهء بسيار در اكرام ومحافظت آن حضرت نمود وبه رحمت الهى واصل گرديد ، وأبو طالب وفاطمة بنت أسد آن حضرت را بر أولاد خود اختيار مىنمودند وآنچه حقّ خدمت وسعى بود براي أو به عمل مىآوردند « 1 » . مؤلف گويد كه : قصهء شكافتن شكم آن حضرت را بعضي از علماء انكار كردهاند واگر چه صريحا در أحاديث معتبرهء شيعه وارد نشده است امّا نفى آن نيز به نظر نرسيده است وبعضي اخبار در جلد أول گذشت كه دلالت بر حقيقت اين قصه مىكرد ، پس جزم به وقوع ونفى نمىتوان كرد ودر مرتبهء احتمال مىبايد گذشت . ودر بعضي از كتب از حليمة روايت كردهاند كه گفت : چون آن حضرت را من أول مرتبه در دامن گذاشتم كه شير بدهم چشمهاى خود را گشود كه بسوى من نظر كند نوري از ديدههاى انورش ساطع شد كه خانه را روشن كرد ؛ واز غرايب أحوال آن حضرت آن بود كه طفل من رعايت حرمت أو مىكرد وتا آن حضرت شير تناول نمىنمود أو پستان قبول نمىكرد ، ودر شبها كه بيدار مىشدم نوري مىديدم كه از آن حضرت ساطع بود بسوى آسمان ومردى سبزپوش نزد سر آن حضرت نشسته بود وأو را مىبوسيد ونوازش مىنمود ، وچون به شوهرم نقل مىكردم مىگفت كه : غرايب أحوال أو را مخفى دار كه كار
--> ( 1 ) . الأنوار 213 - 219 .