العلامة المجلسي
132
حياة القلوب ( فارسي )
ويقين وعقل وشجاعت ، توئى بهترين بشر خوشا حال كسى كه تو را متابعت نمايد وواي بر كسى كه تو را مخالفت كند ، پس كيسهاى ديگر بيرون آورد از حرير سفيد وسرش را گشود وانگشترى بيرون آورد وبر ميان دو كتف مباركش زد كه نقش گرفت پس گفت : امر كرده است مرا پروردگار من كه بدمم در تو از روح القدس ، پس در أو دميد وپيراهنى بر أو پوشانيد وگفت : اين أمان توست از آفتهاى دنيا ؛ اى عباس ! اينها بود كه به ديدههاى خود ديدم . عباس گفت كه : كتفهايش را گشودم ونقش مهر را خواندم وپيوسته اين أحوال را پنهان مىداشتم تا آنكه از خاطرم محو شد وبعد از آنكه به شرف اسلام مشرّف شدم حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به خاطرم آورد « 1 » . وأيضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : إبليس به هفت آسمان بالا مىرفت وگوش مىداد واخبار سماويّه را مىشنيد ، پس چون حضرت عيسى عليه السّلام متولد شد أو را از سه آسمان منع كردند وتا چهار آسمان بالا مىرفت ، وچون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم متولد شد أو را از همهء آسمانها منع كردند وشياطين را به تيرهاى شهاب از أبواب سماوات راندند ، پس قريش گفتند : مىبايد وقت گذشتن دنيا وآمدن قيامت باشد كه ما مىشنيديم كه أهل كتاب ذكر مىكردند ، پس عمرو بن اميّه كه داناترين أهل جاهليت بود گفت : نظر كنيد اگر ستارههاى معروف كه مردم به آنها هدايت مىيابند ومىشناسند زمانهاى زمستان وتابستان را اگر يكى از آنها بيفتد بدانيد كه وقت آن است كه جميع خلق هلاك شوند واگر آنها به حال خودند وستارههاى ديگر ظاهر مىشود پس امر غريبى مىبايد حادث شود . وصبح آن روز كه آن حضرت متولد شد هر بتي كه در هر جاى عالم بود بر رو افتاده بودند ، وإيوان كسرى يعنى پادشاه عجم بلرزيد وچهارده كنگرهء آن افتاد ، ودرياچهء ساوه كه آن را مىپرستيدند فرو رفت وخشك شد وهمان است كه نمك شده است نزديك
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 217 ؛ كمال الدين وتمام النعمة 175 .