العلامة المجلسي
1335
حياة القلوب ( فارسي )
عابد چون اين سخن را شنيد در را گشود ، پس چون زن به خانه در آمد جامههاى خود را گشود وافكند ، چون عابد حسن وجمال أو را مشاهده نمود ، شهوت عنان اختيار از دست أو ربود ، وقتي خبر شد كه دست خود را بر بدن آن زن ديد ، پس در همان ساعت متذكر شد ودست از أو برداشت وديگى در بار داشت كه آتش در زير آن مىسوخت ، رفت ودست خود را در زير ديگ گذاشت ، زن گفت كه : چه كار مىكنى ؟ گفت : دست خود را مىسوزانم به آتش دنيا شايد كه نجات يابم از آتش عقبى . زن بيرون شتافت وبه بني إسرائيل خبر كرد : عابد را دريابيد كه دست خود را سوخت . پس بني إسرائيل بسوى خانهء عابد دويدند ، وقتي رسيدند كه دستش تمام سوخته بود « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : عابدى در بني إسرائيل بود كه از زنان دورى مىكرد ، به اين سبب از شرّ شيطان أيمن گرديده بود ، پس شبى از شبها زنى در سراى أو مهمان شد به آن سبب خانهء خاطرش محلّ وساوس شيطان گرديد ، هر چند وساوس آن ملعون بر أو غالب مىشد انگشتى از انگشتان خود را نزديك آتش مىبرد كه آتش جهنم را به ياد آورد وبه ياد آتش قيامت وسوسهء شيطان را به باد مىداد وشعلهء آتش شهوت را فرو مىنشانيد ، وپيوسته در اين كار بود تا صبح ؛ چون صبح طالع شد به آن زن گفت : بيرون رو كه بد مهمانى بودى تو از براي ما در اين شب « 2 » . در حديث معتبر ديگر منقول است كه : شخصي در خدمت حضرت صادق عليه السّلام وصف عبادت وتديّن شخصي كرد ، حضرت پرسيد : عقلش چگونه است ؟ گفت : نمىدانم . فرمود كه : ثواب به قدر عقل مىباشد ، بدرستى كه عابدى در بني إسرائيل بود كه در جزيرهاى از جزيرههاى دريا عبادت خدا مىكرد وآن جزيره بسيار سبز وخرم بود و
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 183 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 184 .