العلامة المجلسي
1321
حياة القلوب ( فارسي )
وبه سند معتبر منقول است كه حمران از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام پرسيد : دولت حقّ شما كي ظاهر خواهد شد ؟ حضرت فرمود : اى حمران ! تو دوستان وبرادران وآشنايان دارى واز أحوال ايشان أحوال أهل زمان خود را مىتوانى دانست ، واين زمان زماني نيست كه امام حق خروج تواند كرد ، بدرستى كه شخصي بود از علماء در زمان سابق وپسرى داشت كه رغبت نمىنمود در علم پدر خود واز أو سؤال نمىكرد ، وآن عالم همسايهاى داشت كه مىآمد واز أو سؤالها مىكرد وعلم أو را فرا مىگرفت ، چون وقت وفات آن عالم شد پسر خود را طلبيد وگفت : اى فرزند ! تو رغبت نمىكردى در علم من وسؤال نمىنمودى از من وهمسايهء من مىآمد واز من سؤال مىكرد وعلم مرا اخذ مىنمود وحفظ مىكرد ، اگر تو را احتياج شود به علم من برو به نزد همسايهء من ، وأو را نشان داد وبه أو شناساند . پس آن عالم به رحمت الهى واصل شد وپسر أو ماند ، پس پادشاه آن زمان خوابى ديد براي تعبير آن سؤال كرد از حال آن عالم ، عرض كردند : فوت شد ، پرسيد : آيا از أو فرزندى مانده است ؟ گفتند : بلى پسرى از أو مانده است ، پس آن پسر را طلبيد ، چون ملازم پادشاه به طلب أو آمد گفت : واللّه نمىدانم پادشاه براي چه مرا مىخواهد ومن علمي ندارم واگر از من سؤال كند رسوا خواهم شد . پس در اين حال وصيت پدر به ياد أو آمد ورفت به نزد شخصي كه از پدرش علم آموخته بود وقضية را نقل كرد وگفت : پادشاه مرا طلبيده است ونمىدانم كه از براي چه مطلب مرا خواسته است وپدرم مرا امر كرده كه اگر محتاج شوم به علمي به نزد تو بيايم . آن مرد گفت : من مىدانم تو را پادشاه براي چه كار طلبيده است ، اگر تو را خبر دهم آنچه از براي تو حاصل شود ميان من وخود قسمت خواهى كرد ؟ گفت : بلى . پس أو را قسم داد ونوشتهاى در اين باب از أو گرفت كه وفا كند به آنچه شرط كرده است ، پس گفت : پادشاه خوابى ديده است وتو را طلبيده است كه از تو بپرسد كه اين زمان چه زمان است ؟ تو در جواب بگو : زمان گرگ است .