العلامة المجلسي
859
حياة القلوب ( فارسي )
أحوال ايشان . پس بر أحوال قاضيان رقّت مىكرد وترحّم مىكرد بر ايشان از آنچه به آن مبتلا شدهاند ، وبر ملوك وپادشاهان ترحّم مىكرد كه به خدا مغرور شدهاند وبه دنياي فانى مطمئن گرديدهاند ، عبرت مىگرفت از أحوال ايشان وياد مىگرفت از مشاهدهء أحوال ناشايست ايشان چيزى چند كه به آنها غالب گردد بر نفس خود ومجاهده نمايد با خواهش خود واحتراز نمايد از مكر شيطان ، ودواى دردهاى دل خود را به تفكر مىكرد ودواى بيمارى نفس خود را به عبرت گرفتن از أحوال دنيا وأهل دنيا مىكرد ، وحركت نمىكرد از جاى خود مگر از براي امرى كه فايدهاى به أو بخشد . پس به اين سببها خدا حكمتهاى خود را به أو عطا فرمود وأو را از گناهان معصوم گردانيد ، حق تعالى امر كرد گروهى چند از ملايك را كه در وسط روز هنگامى كه ديدهها در خواب قيلوله بودند به نزد لقمان آمدند وأو را ندا كردند به نحوى كه صداى ايشان را مىشنيد وايشان را نمىديد وگفتند : اى لقمان ! مىخواهى كه حق تعالى تو را خليفهء خود گرداند در زمين كه حكم كنى در ميان مردم ؟ پس لقمان گفت : اگر خدا مرا به حتم امر مىفرمايد كه بكنم ، مىشنوم وأطاعت مىكنم ، زيرا كه اگر چنين كند مرا بر آن كار يارى خواهد كرد وآنچه در آن ضرور است تعليم من خواهد داد ومرا از لغزش نگاه خواهد داشت ، واگر مرا مخيّر گردانيده است ، عافيت را اختيار مىكنم . ملائكة گفتند : چرا اى لقمان ؟ ! لقمان گفت : زيرا كه حكم كردن در ميان مردم اگر چه منزلت عظيم دارد در دين خدا امّا فتنهها وبلاهاى آن عظيم است ، اگر خدا كسى را به خود بگذارد وأعانت أو نكند ظلم يا تاريكى أو را از همه جانب فرو مىگيرد وصاحب اين شغل مردّد است ميان دو چيز : يا آنكه درست حكم كند وسالم بماند ، يا خطا كند وراه بهشت را گم كند ؛ كسى كه در دنيا خوار وضعيف باشد آسانتر است بر أو در آخرت از آنكه حكمكننده وبزرگ وشريف باشد در ميان مردم ، وكسى كه دنيا را بر آخرت اختيار كند زيانكار هر دو مىشود زيرا كه