العلامة المجلسي
1314
حياة القلوب ( فارسي )
خداوندا ! تو صلاح هر دو را بهتر مىدانى پس آنچه براي ايشان خير مىدانى بعمل آور « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : در بني إسرائيل عابدى بود كه بسيار مىگفت : الحمد للّه رب العالمين والعاقبة للمتقين ، يعنى : « حمد وسپاس مخصوص پروردگار عالميان است وعاقبت نيكو براي پرهيزكاران است ، پس إبليس لعين از گفتار أو در خشم شد وشيطانى را به نزد أو فرستاد وگفت : بگو عاقبت نيكو براي توانگران است ؛ چون آمد واين را گفت در ميان أو وشيطان نزاع شد وراضى شدند به حكم أول كسى كه در مقابل آنها بيايد به شرط آنكه سخن هر يك را تصديق كند يك دست ديگرى را ببرند ، وچون شخصي رسيد از أو سؤال كردند وأو گفت : عاقبت نيك براي توانگران است ، ويك دست عابد بريده شد ، پس برگشت باز همان را مىگفت : « الحمد للّه رب العالمين والعاقبة للمتقين » . شيطان گفت : باز همان را مىگوئى ؟ گفت : بلى . وباز راضى شدند به حكم هر كه أول پيدا شود به همان شرط سابق ، ديگرى آمد وتصديق شيطان كرد ودست ديگر عابد بريده شد وباز حمد خدا كرد وگفت : عاقبت نيكو براي پرهيزكاران است ، شيطان گفت : اين مرتبه محاكمه مىكنيم نزد أول كسى كه پيدا شود به شرط گردن زدن پس بيرون آمدند . حق تعالى ملكي را به صورت شخصي فرستاد بر سر راه ايشان ، چون قصهء خود را به أو نقل كردند دستهاى عابد را به جاهاى خود گذاشت ودست بر آنها ماليد تا درست شدند وگردن آن شيطان را زد وگفت : همچنين عاقبت نيكو براي پرهيزكاران است « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : در ميان بني إسرائيل قاضى بود وبه حق حكم مىكرد در ميان ايشان ، چون وقت وفات أو شد به زن خود گفت : چون من بميرم مرا غسل بده وكفن بكن وروى مرا بپوشان وبر روى تختى
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 178 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 179 .