العلامة المجلسي
1289
حياة القلوب ( فارسي )
چون جمع شدند گفت : خدا هيچ خلقي نيافريده است كه نزد أو گرامىتر باشد از پدر ما آدم ومادر ما حوّا . گفتند : راست گفتى اى پادشاه . گفت : آيا آدم دختران خود را به پسران خود تزويج نكرد ؟ ! من نيز به سنّت آدم عمل كردم . گفتند : راست گفتى ودين حق اين است . پس راضى به اين امر شدند وبا يكديگر بيعت كردند كه نكاح محارم همه حلال باشد ، پس خدا هر علم كه در سينهء ايشان بود محو كرد وكتاب را از ميانشان برداشت ، پس ايشان كافرند وداخل جهنم خواهند شد بىحساب « 1 » . ودر أحاديث معتبرهء بسيار وارد شده است كه : مجوس پيغمبرى داشتند كه أو را « جاماسب » مىگفتند وكتابي از براي ايشان آورده بود در دوازده هزار پوست گاو ، پس پيغمبر خود را كشتند وكتاب خود را سوختند « 2 » . ودر حديث معتبر منقول است كه : زنديقى از حضرت صادق عليه السّلام سؤالي چند كرد ومسلمان شد ، پس از جمله سؤالهاى أو آن بود كه : آيا مجوس پيغمبرى بر ايشان مبعوث شد ؟ بدرستى كه من مىبينم كه ايشان كتابهاى محكم وموعظههاى بليغ وأمثال شافيه دارند واقرار به ثواب وعقاب دارند وشريعتي چند دارند كه به آنها عمل مىكنند . حضرت فرمود : هيچ امّتى نيست كه رسولي بر ايشان مبعوث نشده باشد ، حق تعالى پيغمبرى فرستاد بر مجوس با كتابي ، پس انكار كردند أو را وكتاب أو را . پرسيد : پيغمبر ايشان كي بود ؟ مردم مىگويند : خالد بن سنان بود . فرمود : خالد عرب بدوي بود ورسول نبود واين سخنى است كه مردم مىگويند . گفت : پس زردشت رسول ايشان بود ؟
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 281 ؛ توحيد شيخ صدوق 306 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه 2 / 53 ؛ تهذيب الأحكام 6 / 175 .